رسول موگویی
دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان
مقدمه
ارجاع به تاریخ و میراث تمدنی در سیاست خارجی، میتواند به تعریف هویت جمعی، بازنمایی تهدیدها و توجیه انتخابهای سیاسی شکل دهد. هنگامی که رقابت میان دولتها در قالب رویارویی تمدنها بیان میشود، اختلافات معاصر معنایی فراتر از منافع و سیاستهای مشخص پیدا میکنند و با تصور دفاع از یک شیوه زندگی پیوند میخورند. سخنرانی مارکو روبیو در آتن، با بازخوانی نبردهای ایران و یونان و تأکید بر احیای قدرت و همبستگی غرب، زمینهای برای بررسی این شیوه روایتپردازی فراهم میآورد. پرسش اصلی آن است که چنین برداشتی چگونه از گذشته باستانی و تاریخی برای تبیین منازعات کنونی بهره میگیرد و چه پیامدهایی برای روابط سیاسی و حقوق انسانها دارد. یادداشت حاضر، با مرور پیشینه بازنمایی ایران در برابر غرب و استفاده از نظریه برخورد تمدنها، منطق این سخنان را تحلیل میکند. سپس، با بررسی شکافهای درونی غرب، محدودیتهای دعوت به وحدت تمدنی و مخاطرات تبدیل اختلافات سیاسی به مرزبندیهای هویتی را از منظر حقوق بشر ارزیابی میکند.
روبیو در آتن
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در ۷ اکتبر ۲۰۲۶، در تپه پنیکس آتن و با نمای بنای تاریخی آکروپولیس در پسزمینه، تاریخ یونان باستان را به چارچوبی برای تبیین جایگاه و مسئولیت کنونی غرب تبدیل کرد. او با یادآوری حمله سپاه خشایارشاه به آتن و مقاومت یونانیان، ایالات متحده و اروپا را وارثان میراثی مشترک معرفی کرد که به باور وی، تداوم آن مستلزم بازیابی اعتمادبهنفس، قدرت و اراده سیاسی است؛ وی دفاع از میراث تمدنی غرب را با تقویت حاکمیت ملی، بازسازی نهادها و اتحادها و آمادگی برای مقابله با تهدیدهای معاصر پیوند زد (American Hellenic Council, 2026). او با اشاره به جنگهای باستانی یونان و ایران، از ویرانی آتن توسط ایرانیان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در زمان خشایارشاه اول سخن گفت و ادعا کرد: «تهدیدهایی که امروز با آنها مواجه هستیم، به همان اندازه واقعی هستند که در صحنه دراماتیک دوران باستان بودند» (Motamedi, 2026).
این روایت با دفاع از سیاست «اول آمریکا» و ضرورت تقویت توان صنعتی و نظامی غرب همراه شد؛ وی دراینرابطه بیان داشت: «ایالات متحده تحت رهبری رئیسجمهور ترامپ انتخاب خود را کرده است. ما پیگیری قدرت ملی را بدون عذرخواهی یا ابراز شرمساری، برمیگزینیم» (Landay, 2026). روبیو همچنین برداشت خود از فداکاری و قهرمانی در سنت غربی را در برابر آنچه «مرگپرستی» حاکمان ایران توصیف میکرد، قرار داد. او وضعیت کنونی غرب را نقطه عطفی تاریخی دانست و بر ضرورت بازیابی قدرت، اعتمادبهنفس و ظرفیت مقابله با تهدیدهای امنیتی و رقابتهای ژئوپلیتیکی تأکید کرد (Raufoglu, 2026). با وجود این سخنرانی نسبتاً حماسی، شبکه CBS معتقد است که تاریخی که روبیو ارائه داد، مسلماً گزینشی بوده است؛ زیرا او در مکانی که پیوندی نزدیک با دموکراسی و برابری سیاسی دارد، نسبتاً کم از این دو سخن گفت و در عوض بر رقابت، وفاداری ملی و آمادگی برای خطرپذیری تمرکز کرد (Gazis, 2026). روبیو در حالی از افزایش همکاری و همبستگی با متحدان غربی سخن گفت که در یک تناقض نسبی، از ملیگرایی آمریکایی و عدم اتکای صنعتی و اقتصادی آمریکا به دیگر کشورها دفاع کرده بود.
ایران و غرب؛ یک رویارویی تاریخی
ارجاع روبیو به نبردهای ایران و یونان، گذشته را به مبنایی برای تعریف هویت غرب و تهدیدهای کنونی آن تبدیل میکند. برای ارزیابی این پیوند، ابتدا باید میان مناسبات تاریخی ایران و دولتشهرهای یونانی با مفهوم متأخر «تقابل ایران و غرب» تمایز گذاشت. در دوران باستان، نه جهان یونانی مجموعهای سیاسی و یکپارچه بود و نه مفهوم غرب به معنای سیاسی و تمدنی امروزی آن وجود داشت. ازاینرو، بازخوانی نبردهای ایران و یونان در قالب رویارویی مستمر دو تمدن، بیش از آنکه بازتاب مستقیمی از واقعیت تاریخی باشد، نوعی تفسیر گذشته بر اساس مقولات و مرزبندیهای دوران معاصر است. مناسبات ایران با دولتشهرهای یونانی و سپس قدرتهایی همچون مقدونیه و روم در جهان باستان، آمیزهای از جنگ، رقابت، تعامل سیاسی و تبادل فرهنگی بوده است. جنگهای ایران و یونان در سالهای ۴۹۰ و 479-480 پیش از میلاد و سپس فتوحات اسکندر، از مهمترین مراحل نظامی این مناسبات بودند (Schmitt, 2002: 3, 13). این نبردها در برخی روایات تاریخی یونانی، معنایی فراتر از رقابت نظامی داشتهاند. برای نمونه، در نمایشنامه «ایرانیان» اثر آیسخولوس (Aeschylus) که در سال ۴۷۲ پیش از میلاد به اجرا درآمد، شکست شاهان ایران در برابر یونانیان در قالب یک دوگانگی و تقابل استبداد و آزادی تصویرسازی شده است؛ پیوند دادن ایران با استبداد و تجمل نیز از جمله موارد دیگری بود که ادبیات یونانی تلاش میکرد در جهت افزایش دوگانگی میان ایران و یونان آن را برجسته کند (Bichler & Rollinger, 2002: 2). بااینحال، حمایت مالی و سیاسی ایران از اسپارت در جنگ با آتن نشان میدهد که اتحادهای سیاسی الزاماً از مرزهای فرهنگی پیروی نمیکردند و گاهی مناسبات سیاسی، باعث ایجاد پیوندهایی میان ایران و دولتشهرهای یونان شده است (Schmitt, 2002: 9–10). شواهد باستانشناختی نیز از پذیرش عناصر فرهنگ مادی ایرانی در جهان یونانی و نقش ارتباطات دیپلماتیک در انتقال آنها حکایت دارند (Miller, 2002: 1–3). البته این تبادلات فرهنگی یکسویه نبود؛ چنانکه در دورههای بعد، بهویژه در عصر ساسانی، اندیشهها و دانش یونانی نیز در حوزههایی همچون فلسفه و پزشکی بر حیات علمی و فرهنگی ایران تأثیر گذاشتند (Shaki, 2012).
همچنین در دوره امپراتوری ساسانیان در ایران، در کنار جنگ و نزاع با روم، تجارت، مسائل مرزی و مناسبات فرهنگی و دینی، زمینههای تعامل و منافع مشترک را فراهم میکردند (Dignas & Winter, 2007: 2). افزون بر این، تصویر ایران در ادبیات یونانی، بازتابی بیواسطه از واقعیت نبود و از کلیشهپردازی و تبلیغات سیاسی نیز تأثیر میپذیرفت (Bichler & Rollinger, 2002: 1–2). البته باید بیان داشت که تفسیر این تصویرسازی نیز از شرایط سیاسی هر دوره تأثیر میپذیرد. ادیت هال، استاد گروه مطالعات کلاسیک و تاریخ باستان در دانشگاه دورهام انگلستان، در بازاندیشی پژوهش خود درباره مفهوم «بربر»، توضیح میدهد که الگوی «خود و دیگری» در فضای جنگ سرد شکل خاصی داشت و پس از فروپاشی شوروی و جنگ خلیجفارس، تصویر کمونیست شوروی در بازنمایی دشمن غرب، جای خود را به تصویر افراطگرای اسلامی داد (Hall, 2006: 224). این الگوی بازنمایی در دوران معاصر نیز تداوم یافت؛ چنانکه جورج دبلیو بوش در سخنرانی سالانه خود در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲، ایران را در کنار عراق و کره شمالی در مجموعه کشورهای موسوم به «محور شرارت» قرار داد. این پیشینه نشان میدهد که تصویر تقابل ایران و غرب، در دورههای مختلف با نیازها و منازعات سیاسی زمانه تفسیر شده است. بازخوانی روبیو نیز از همین منظر قابلبررسی است: او با پیوند زدن نبردهای باستانی به تهدیدهای معاصر، هویت تمدنی را به چارچوبی برای توضیح منازعه و دعوت به همبستگی تبدیل میکند. برای تحلیل این شیوه صورتبندی سیاست جهانی، نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون چارچوبی مرتبط فراهم میآورد.
نظریه برخورد تمدنها
ساموئل هانتینگتون در مقاله «برخورد تمدنها» در سال ۱۹۹۳، این فرضیه را مطرح کرد که پس از جنگ سرد، مهمترین منازعات جهانی بیش از آنکه خاستگاهی ایدئولوژیک یا اقتصادی داشته باشند، از تفاوتهای فرهنگی و تمدنی سرچشمه خواهند گرفت؛ هرچند دولتها همچنان قدرتمندترین بازیگران سیاست جهانی باقی میمانند او تمدن را گستردهترین سطح هویت فرهنگی تعریف میکرد که بر عناصری چون تاریخ، زبان، دین، سنتها و احساس تعلق مشترک استوار است. در این چارچوب، مرزهای تمدنی به کانونهای اصلی تعارض تبدیل میشوند، اگرچه خود هانتینگتون تصریح میکرد که تفاوت فرهنگی الزاماً به تعارض و تعارض الزاماً به خشونت نمیانجامد (Huntington, 1993: 22-25). تأکید روبیو بر میراث مشترک غرب و بازخوانی تهدیدهای معاصر از دریچه رویاروییهای باستانی، از نظر تحلیلی با برجستهسازی هویت تمدنی در این نظریه همخوانی دارد؛ در این خوانش، سخنان او اختلافات سیاسی و امنیتی با ایران را به سطحی هویتی و تمدنی میبرد؛ بهگونهای که دفاع از منافع غرب با دفاع از تاریخ، ارزشها و شیوه زندگی مشترک آن پیوند میخورد.
نظریه هانتینگتون ازاینجهت به فهم منطق سخنان روبیو کمک میکند که نشان میدهد چگونه تعلق تمدنی میتواند مبنای تعریف «ما»، شناسایی تهدید و دعوت به همبستگی قرار گیرد. البته این شباهت، به معنای آن نیست که وی به هانتینگتون استناد نموده است؛ اما بههرحال نمیتوان این مسئله را نادیده گرفت که این اندیشمند، تأثیر و الهامبخشی زیادی بر غرب در جهت ایجاد فضای دوگانگی میان خود و دیگر فرهنگها و تمدنهای موجود در جهان داشته است. بااینحال، توان این روایت برای ایجاد همبستگی، به میزان توافق اعضای مجموعهای بستگی دارد که «غرب» نامیده میشود. همانگونه که کاتزنشتاین، استاد مطالعات بینالمللی دانشگاه کرنل آمریکا تأکید میکند، تمدنها در درون خود واجد سنتها، مباحث و منازعات متعدد هستند (Katzenstein, 2010: 1)؛ بنابراین، تحلیل دعوت روبیو به وحدت تمدنی، این پرسش را پیش میکشد که آمریکا و اروپا تا چه اندازه درباره منافع، تهدیدها و ارزشهای مشترک توافق دارند.
شکاف در تمدن معاصر غرب
سخنرانی روبیو در آتن در شرایطی ایراد شد که روابط آمریکا و اروپا با تنشهای متعددی روبهرو است؛ از جمله جنگ آمریکا در ایران، حمایت نامنسجم واشنگتن از دفاع اوکراین در برابر روسیه، اختلافات درون ناتو، از جمله درخواستهای اخیر ترامپ برای اعمال حاکمیت بر گرینلند و شکاف ایدئولوژیک فزایندهای که مقامهای بانفوذی همچون جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به آن دامن میزنند. تغییر رویکرد دولت ترامپ در بهکارگیری قدرت ملی، بسیاری از متحدان اروپایی را نگران کرده است. این متحدان همچنان در پی دستیابی به مصالحههایی هستند تا همراهی دولت ترامپ را در موضوعات مهمی مانند حمایت از اوکراین و همکاری اقتصادی در چارچوب اتحادیه اروپا حفظ کنند (Roth, 2026). شاید به همین دلیل بود که او در پای آکروپولیس دست دوستی دراز کرد و گفت: «ما باور داریم که اروپا میتواند از خواب طولانی خود بیدار شود و آتشی را که هزاران سال پیش در اینجا شعلهور بود، دوباره برافروزد» (American Hellenic Council, 2026).
بااینحال، ارجاع به میراث مشترک تمدنی، بهخودیخود پاسخی به اختلافات موجود درباره منافع، حاکمیت و رهبری اتحاد غرب نیست؛ آنها درباره حدود تعهدات متقابل و میزان مشروعیت فشار بر یکدیگر نیز با پرسشهای اساسی مواجه هستند. مناقشه گرینلند نمونه روشنی از پیچیدگی روابط فراآتلانتیکی است. رؤسای شورای اروپا و کمیسیون اروپا در بیانیه مشترک ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶، ضمن اعلام همبستگی با دانمارک و مردم گرینلند، بر حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید کردند و نسبت به پیامدهای تشدید فشارهای تجاری بر روابط دو سوی اقیانوس اطلس هشدار دادند (European Council, 2026). بااینحال، امضای توافق امنیتی جدید میان آمریکا، دانمارک و گرینلند در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ نشان داد که طرفین، با وجود اختلافات پیشین، همچنان قادر به دستیابی به ترتیبات همکاری در حوزه امنیت مشترک هستند. روبیو نیز در سخنرانی آتن، این توافق را نمونهای از منافع متقابل همکاری فراآتلانتیکی معرفی کرد (American Hellenic Council, 2026). با وجود این، توافق یادشده لزوماً به معنای رفع تمامی اختلافات درباره حاکمیت، اختیارات امنیتی و منافع اقتصادی نیست. اهمیت این تجربه برای بحث حاضر آن است که همبستگی تمدنی نه مانع بروز اختلافات میان متحدان میشود و نه بهتنهایی برای حل آنها کفایت میکند؛ بلکه تداوم همکاری مستلزم مذاکره، توافق و ایجاد سازوکارهای عملی برای مدیریت منافع متفاوت است.
این شکاف در حوزه امنیت نیز به مسئله اعتماد به تداوم حمایت آمریکا گسترش یافته است. گزارش ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ رویترز از تشدید اختلافات واشنگتن و کییف، نگرانی درباره احتمال محدودشدن تبادل اطلاعات و تضعیف حمایتهای آمریکا از اوکراین را برجسته میکند (Lewis et al., 2026). چنین وضعیتی نشان میدهد که تعریف یک تهدید مشترک، الزاماً به توافق درباره هزینههای مقابله با آن، شرایط مصالحه یا استمرار تعهدات امنیتی نمیانجامد. در همین زمینه، برنامههای کمیسیون اروپا برای گسترش تولیدات دفاعی، تقویت خرید مشترک و کاهش وابستگیهای حیاتی اهمیت مییابد (European Commission, 2026). این اقدامات را میتوان نشانهای از تلاش اروپا برای افزایش ظرفیت تصمیمگیری و اقدام مستقل دانست؛ ظرفیتی که در صورت تغییر اولویتهای واشنگتن، آسیبپذیری اروپا را کاهش دهد؛ بنابراین، افزایش توان دفاعی اروپا، ضمن آنکه میتواند به تقویت همکاری فراآتلانتیکی کمک کند، امکان اتکای کمتر به آمریکا را نیز فراهم میسازد.
اختلافها همچنین به برداشت از ارزشهایی مربوط میشود که قرار است مبنای وحدت غرب باشند. واکنش بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان به سخنرانی جیدی ونس در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۵، این مسئله را آشکار کرد. پیستوریوس مقایسه وضعیت دموکراسیهای اروپایی با نظامهای اقتدارگرا را نپذیرفت و بر ضرورت دفاع از دموکراسی در برابر نیروهای افراطی، در کنار آزادی بیان، حاکمیت قانون و کرامت انسانی تأکید کرد (Hains, 2025). این مناقشه اختلافی فاحش را نشان میدهد که حتی هنگامی که طرفین از واژگانی مشترک مانند «آزادی» و «دموکراسی» استفاده میکنند، درباره معنای عملی آنها و حدود دفاع از آنها توافق ندارند. ازاینرو، دعوت روبیو به احیای ارزشهای غربی، خود با مسئلهای حلنشده مواجه است: کدام تفسیر از این ارزشها باید مبنای همبستگی قرار گیرد و چه کسی حق تعیین آن را دارد؟
در پرتو این اختلافات، سخنان روبیو را میتوان تلاشی برای ساختن و بازسازی همبستگی غربی دانست؛ همبستگی که تحقق آن همچنان به مذاکره و سازش بر سر منافع و ارزشها وابسته است. این برداشت با تأکید کاتزنشتاین بر تکثر درونی تمدنها سازگار است: اشتراک تاریخی و فرهنگی، وجود سنتها، منازعات و اولویتهای متفاوت در درون یک تمدن را از میان نمیبرد (Katzenstein, 2010: 1). برایناساس، نظریه برخورد تمدنها به فهم شیوه ترسیم مرز میان «غرب» و «دیگری» در سخنان روبیو کمک میکند، اما برای توضیح مناسبات واقعی آمریکا و اروپا باید شکافهای درون همین «غرب» را نیز در نظر گرفت. برجستهکردن یک رقیب بیرونی ممکن است زمینه همگرایی را تقویت کند، ولی رفعاختلاف درباره حاکمیت، امنیت و منافع اقتصادی، به تضمینها و توافقهای عملی نیاز دارد.
جنگ تمدنی و پیامدهای حقوق بشری
تلاش برای تقویت همبستگی غرب از طریق برجستهکردن یک رقیب بیرونی، افزون بر مسئله اختلافات داخلی، پرسشی درباره پیامدهای این مرزبندی برای جوامع طرف مقابل ایجاد میکند. حتی اگر روایت تمدنی نتواند شکافهای آمریکا و اروپا را برطرف سازد، ممکن است بر نحوه بازنمایی آن جوامع و میزان حساسیت نسبت به حقوق و رنج مردم آنها اثر بگذارد. ازاینرو، ارزیابی سخنان روبیو مستلزم بررسی پیامدهای انسانیِ تعریف منازعه در قالب دفاع از تمدن نیز هست. در چارچوب بحث حاضر، نگرانی اصلی به پیامدهای احتمالی پیوند زدن منازعات سیاسی کنونی با روایت رویارویی تاریخی تمدنها مربوط میشود. اگرچه روبیو در سخنان خود میان نظام سیاسی ایران و میراث تمدنی این کشور تمایز میگذارد و انتقاداتش را عمدتاً متوجه حاکمان ایران میکند، قرار دادن این انتقادات در کنار بازخوانی نبردهای ایران و یونان میتواند زمینهای برای تفسیر منازعه سیاسی کنونی در قالب تقابل گستردهتر هویتی فراهم آورد. چنین تفسیری، در صورت گسترش به سطح افکار عمومی و سیاستگذاری، ممکن است مرز میان مخالفت با عملکرد یک حکومت و دشمنانگاری جامعه یا فرهنگ آن کشور را کمرنگ سازد.
هرچه منازعه بیشتر بهصورت نبردی برای بقای تمدن بازنمایی شود، این احتمال افزایش مییابد که ضرورت پیروزی بر ملاحظات انسانی غلبه کند و آسیب به مردمِ طرف مقابل، هزینهای اجتنابناپذیر برای حفظ «ما» جلوه داده شود. از این منظر، اهمیت حقوق بشری سخنان روبیو در بررسی ظرفیت چنین روایتی برای تغییر معیارهای قضاوت درباره جنگ و قربانیان آن است. بازنمایی ایران بهعنوان تهدیدی تمدنی میتواند زمینه شکلگیری اجماعی در میان کشورهای غربی را فراهم کند؛ مشابه بسیج غرب که پس از یازده سپتامبر با عنوان «مبارزه با تروریسم» شکل گرفت و حتی پای سربازانی از استرالیا را هم به جنگ باز کرد. چنانچه این همگرایی به توجیه مداخلات نظامی گسترده بینجامد، خطر تکرار پیامدهای انسانیِ تجربهشده در عراق و افغانستان، از تلفات غیرنظامیان و آوارگی تا تخریب زیرساختهای حیاتی، افزایش مییابد.
نخستین خطر، کاهش حساسیت نسبت به رنج غیرنظامیانی است که در سوی دیگر مرزبندی تمدنی قرار میگیرند. هنگامی که جامعه مقابل بهصورت مجموعهای یکپارچه و تهدیدکننده تصویر شود، تفاوت میان حاکمان، نیروهای نظامی، مخالفان سیاسی و شهروندان عادی در افکار عمومی کمرنگ میشود. در این وضعیت، قربانیان ممکن است پیش از آنکه انسانهایی برخوردار از حقوق شناخته شوند، اعضای اردوگاه دشمن تلقی شوند. میرجانا اسپولیاریچ، رئیس کمیته بینالمللی صلیب سرخ، در آوریل ۲۰۲۴ نسبت به انسانزدایی از جمعیتهای کامل و بیاعتنایی به قواعد حمایت از قربانیان هشدار داده بود و تأکید کرده بود که تداوم چنین روندی، توان حقوق بشردوستانه برای حمایت از انسانها در آینده را نیز تضعیف میکند (Spoljaric, 2024). در ارتباط با روایت تمدنی، میتوان استدلال کرد که تبدیل هویت جمعی به نشانه تهدید، زمینه اجتماعی توجیه آسیبهای گستردهتر را فراهم میسازد؛ حتی اگر این توجیه بهصراحت در سخنان سیاسی بیان نشده باشد.
از منظر حقوق بینالملل، ادعای دفاع از یک تمدن یا مجموعهای از ارزشهای فرهنگی، بهخودیخود مجوزی برای توسل به زور علیه دولت دیگر ایجاد نمیکند. مشروعیت توسل به زور باید بر اساس منشور ملل متحد، بهویژه ممنوعیت مندرج در ماده ۲(۴) و استثناهای شناختهشده آن، ارزیابی شود. افزون بر این، صرفنظر از قانونی یا غیرقانونی بودن آغاز مخاصمه، تمامی طرفهای درگیر موظف به رعایت قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله اصول تفکیک، تناسب و اتخاذ اقدامات احتیاطی در حملات هستند. تعهدات قابلاعمال حقوق بشری دولتها نیز در جریان مخاصمات مسلحانه استمرار مییابد (ICRC, 2025)؛ بنابراین، ادعای برتری تمدنی یا ضرورت دفاع از یک میراثفرهنگی، نه میتواند توسل غیرقانونی به زور را مشروع سازد و نه مبنایی برای کاهش حمایتهای حقوقی از غیرنظامیان و دیگر اشخاص تحت حمایت فراهم آورد. در تحلیل سخنان روبیو، این تمایز اهمیت دارد: دعوت به دفاع از میراث غرب، هر اندازه از نظر سیاسی بسیجکننده باشد، معیاری برای تعیین حقوق مردم ایران یا میزان حمایت از آنان در جنگ نیست.
پیامد دیگر این گفتمان، امکان انتقال مرزبندی خارجی به درون جوامع غربی است. اگر اسلام یا یک هویت فرهنگی مشخص در جایگاه تهدیدی تمدنی قرار گیرد، مسلمانان و افرادی که مسلمان پنداشته میشوند نیز ممکن است با سوءظن جمعی مواجه شوند. احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در زمینه آزادی دین یا عقیده، توضیح میدهد که مسئول دانستن جمعی مسلمانان برای اقدامات تروریستی و تصویرکردن تفاوتهای فرهنگی آنان بهعنوان تفاوتهایی آشتیناپذیر، به تبعیض، خصومت و خشونت دامن زده است (Shaheed, 2021: 20). گزارش او همچنین نشان میدهد که سیاستهای امنیتی و مقابله با تروریسم در مواردی مسلمانان را به شکلی نامتناسب و تبعیضآمیز هدف قرار دادهاند (Shaheed, 2021: 7–8). این یافتهها برای بحث حاضر ازآنجهت اهمیت دارند که نشان میدهند روایت تهدید تمدنی میتواند از عرصه سیاست خارجی فراتر رود و بر آزادی دینی، برابری و احساس تعلق شهروندان در داخل کشورها اثر بگذارد.
برایناساس، مسئله حقوق بشریِ روایت روبیو، چگونگی نسبتدادن دفاع از یک میراث خاص به حقوق جهانشمول انسانهاست. اگر همبستگی غربی بر یک مرزبندی استوار شود که رنج «دیگری» را کماهمیتتر میسازد، دفاع از تمدن میتواند با ارزشهای انسانیِ ادعا شده در همان روایت در تعارض قرار گیرد. معیار ارزیابی چنین گفتمانی، میزان پایبندی آن به کرامت و حقوق کسانی است که بیرون از دایره هویتیِ «ما» قرار میگیرند. دفاع از حقوق قربانیان، مستلزم حفظ تمایز میان حکومتها و مردم و پرهیز از تبدیل اختلافات سیاسی به داوری درباره ارزش انسانی ملتهاست.
نتیجهگیری
سخنرانی روبیو در آتن را میتوان تلاشی برای پیوند زدن منازعات فعلی در خاورمیانه با روایتی از هویت و رسالت تاریخی غرب دانست. در این روایت، گذشته یونانی به پشتوانهای برای تعریف تهدید و دعوت به بازیابی قدرت تبدیل میشود؛ حالآنکه مناسبات تاریخی ایران و غرب، افزون بر جنگ، شامل تعامل، تبادل و اتحادهای متغیر بوده است. نظریه برخورد تمدنها به فهم این صورتبندی کمک میکند، اما اشتراک تمدنی بهتنهایی توضیحدهنده رفتار دولتها نیست. اختلافات آمریکا و اروپا درباره حاکمیت، امنیت، منافع اقتصادی و ارزشهای سیاسی نشان میدهد که همبستگی موردنظر روبیو همچنان نیازمند توافقهای عملی است. ازاینرو، برجستهکردن رقیب بیرونی ممکن است زمینه نزدیکی را فراهم کند، ولی رفع شکافهای موجود را تضمین نمیکند.
بااینحال، محدودیت این روایت در ایجاد وحدت، از اهمیت پیامدهای حقوق بشری آن نمیکاهد. بازخوانی منازعات کنونی با ایران در چارچوب رویاروییهای تاریخی و تمدنی، حتی هنگامی که انتقادات مستقیماً متوجه حکومت باشد، میتواند خطر تعمیم تهدید از ساختار سیاسی به جامعه و فرهنگ یک کشور را افزایش دهد. چنین تعمیمی ممکن است حساسیت نسبت به رنج غیرنظامیان را کاهش دهد و زمینه پذیرش اجتماعی اقدامات نظامی گستردهتر را فراهم سازد. تجربه پیامدهای انسانی جنگهای عراق و افغانستان، ضرورت توجه به مخاطرات بسیج سیاسی حول تهدیدهای فراگیر را برجسته میکند. چنین مرزبندیهایی همچنین ممکن است به سوءظن و تبعیض علیه اقلیتها در داخل جوامع غربی دامن بزنند؛ بنابراین، ارزیابی دعوت به دفاع از تمدن باید با سنجش پایبندی آن به حقوق جهانشمول همراه باشد؛ حقوقی که حمایت از انسانها را به تعلق فرهنگی، ملی یا سیاسی آنان وابسته نمیسازد و اجازه نمیدهد ادعای دفاع از یک میراث، جایگزین مسئولیت در برابر جان و کرامت دیگران شود.
منابع
- American Hellenic Council. (2026, October 10). Secretary of State Marco Rubio’s address at Pnyx, Athens. American Hellenic Council. From: https://www.americanhellenic.org/secretary-of-state-marco-rubi%CE%BFs-address-at-pnyx-athens-october-7-2026/
- Landay, J. (2026, October 7). Rubio, in Athens, ties ancient values to ‘America First’. Reuters. From: https://www.reuters.com/world/us/rubio-link-ancient-greek-values-america-first-speech-athens-2026-10-07/
- Raufoglu, A. (2026, October 7). In Athens, Rubio says West at ‘inflection point’ amid Russia, Iran threats. Radio Free Europe/Radio Liberty. From: https://www.rferl.org/a/athens-rubio-speech/33872335.html
- Roth, A. (2026, October 7). Rubio in Greece digs into past to tout Trump’s ‘America first’ approach. The Guardian. From: https://www.theguardian.com/us-news/2026/oct/07/rubio-greece-trump-america-first-speech
- Motamedi, M. (2026, October 10). ‘Anachronism’: Rubio’s civilisational rhetoric prompts pushback from Iran. Al Jazeera. From: https://www.aljazeera.com/news-analysis/2026/10/10/anachronism-rubios-civilisational-rhetoric-prompts-pushback-from-iran
- Gazis, O. (2026, October 8). Rubio calls for “unapologetic pursuit of national power,” invoking ancient Greece in Acropolis speech. CBS News. From: https://www.cbsnews.com/news/rubio-athens-acropolis-speech/
- Bichler, R., & Rollinger, R. (2002). Greece vi. The image of Persia and Persians in Greek literature. Encyclopaedia Iranica, 11(3), 326–329. From: https://www.iranicaonline.org/articles/greece-vi/?generate_pdf=1
- Hall, E. (2006). The theatrical cast of Athens: Interactions between ancient Greek drama and society. Oxford University Press. From: https://edithhall.co.uk/wp-content/uploads/2023/03/halledith-the-theatrical-cast-of-athens.pdf
- Dignas, B., & Winter, E. (2007). Rome and Persia in late antiquity: Neighbours and rivals. Cambridge University Press. From: https://assets.cambridge.org/97805216/14078/excerpt/9780521614078_excerpt.pdf
- Schmitt, R. (2002). Greece i. Greco-Persian political relations. Encyclopaedia Iranica, 11(3), 292–301. From: https://www.iranicaonline.org/articles/greece-i/?generate_pdf=1
- Miller, M. C. (2002). Greece ii. Greco-Persian cultural relations. Encyclopaedia Iranica, 11(3), 301–319. From: https://www.iranicaonline.org/articles/greece-ii/?generate_pdf=1
- Huntington, S. P. (1993). The clash of civilizations? Foreign Affairs, 72(3), 22–49. From: https://www.gw.edu/misc/radio/articles/the_clash_of_civilizations.pdf
- Katzenstein, P. J. (Ed.). (2010). Civilizations in world politics: Plural and pluralist perspectives. Routledge. From: https://api.pageplace.de/preview/DT0400.9781135278069_A24932548/preview-9781135278069_A24932548.pdf
- European Council. (2026, January 17). Joint statement by President Costa and by President von der Leyen on Greenland. European Council. From: https://www.consilium.europa.eu/en/press/press-releases/2026/01/17/joint-statement-by-president-costa-and-by-president-von-der-leyen-on-greenland/
- European Commission. (2026). Protecting what matters. European Commission. From: https://commission.europa.eu/strategy-and-policy/state-union/protecting-what-matters_en
- Hains, T. (2025, February 14). German defense minister: Vance comments “not acceptable,” “democracy does not mean anyone can say anything.” RealClearPolitics. From: https://www.realclearpolitics.com/video/2025/02/14/german_defense_minister_vance_comments_not_acceptable_democracy_does_not_mean_anyone_can_say_anything.html
- Lewis, S., & Holland, S., & Flynn, D. (2026, October 17). Trump-Zelenskiy rift threatens vital support for Kyiv. Reuters. From: https://www.reuters.com/world/europe/trump-zelenskiy-rift-threatens-vital-support-kyiv-2026-10-17/
- Spoljaric, M. (2024, April 16). ICRC President Mirjana Spoljaric: “War without limits equals suffering without end”. International Committee of the Red Cross. From: https://www.icrc.org/en/document/wars-without-limits-suffering-without-end
- International Committee of the Red Cross. (2025, December 23). Frequently asked questions: International armed conflict (IAC). ICRC. From: https://www.icrc.org/en/article/faq-international-armed-conflict
- Shaheed, A. (2021, February 25). Countering Islamophobia/anti-Muslim hatred to eliminate discrimination and intolerance based on religion or belief: Report of the Special Rapporteur on freedom of religion or belief (A/HRC/46/30, advance unedited version). United Nations Human Rights Council. From: https://minorityrights.org/app/uploads/2024/01/a-hrc-46-30.pdf
- The White House. (2026, September 22). Agreement between the Government of the United States of America and the Government of the Kingdom of Denmark together with the Government of Greenland. The White House. From: https://www.whitehouse.gov/briefings-statements/2026/09/agreement-between-the-government-of-the-united-states-of-america-and-the-government-of-the-kingdom-of-denmark-together-with-the-government-of-greenland-to-amend-and-supplement-the-agreement-of-27-apri/
- Shaki, M. (2012). Greece iv. Greek influence on Persian thought. Encyclopaedia Iranica. From: https://www.iranicaonline.org/articles/greece-iv/






