Close
Skip to main content

Human Rights Institute

HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
حمایت مالی
HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
Black

معرفی کتاب: «دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی»

اثر کیتی بویل و همکاران

1405-07-27
معرفی کتاب: «دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی»

Image: HRIUI ©

عنوان کتاب: دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی (Access to Social Justice: Effective Remedies for Social Rights)

نویسندگان: کیتی بویل (Katie Boyle)، دایانا کمپس (Diana Camps)، کرستی کن انگلیش (Kirstie Ken English)، جو ادسون فری (Jo Edson Ferrie)، ایدن فلگ (Aidan Flegg) و گوراو موکرجی (Gaurav Mukherjee)

ناشر: Bristol University Press

سال انتشار: ۲۰۲۵

به‌رسمیت‌شناختن حقوق اجتماعی در اسناد حقوقی، لزوماً به معنای برخورداری واقعی افراد از این حقوق نیست. در بسیاری از جوامع، باوجود تعهدات قانونی و بین‌المللی دولت‌ها، بخش‌هایی از جمعیت همچنان با محرومیت از نیازهای اساسی زندگی، از جمله مسکن مناسب، غذای کافی، تأمین اجتماعی و انرژی مورد نیاز مواجه‌اند؛ محرومیت‌هایی که نه‌تنها کرامت انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بلکه ناکارآمدی سازوکارهای موجود برای مطالبه حقوق و جبران نقض آن‌ها را نیز آشکار می‌سازند. در چنین بستری، پرسشی بنیادین مطرح می‌شود: حقوق اجتماعی چگونه می‌توانند از تعهداتی مندرج در اسناد قانونی و بین‌المللی، به حقوقی قابل مطالبه و برخوردار از ضمانت اجرای مؤثر تبدیل شوند؟

کتاب «دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی»، نوشته کیتی بویل و همکاران، با محور قرار دادن این پرسش، به بررسی شکاف میان شناسایی حقوق اجتماعی و امکان عملی احقاق آن‌ها می‌پردازد. نویسندگان با تمرکز بر نظام‌های حقوقی و تجارب انگلستان، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی و با تلفیق تحلیل حقوقی، مصاحبه با متخصصان و فعالان حوزه خدمات حقوقی و حمایتی و تحلیل انتقادی گفتمان، موانع حقوقی، نهادی، اقتصادی و اجتماعی دسترسی به عدالت را واکاوی می‌کنند. این اثر با بهره‌گیری از استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و رویکردهای نظری عدالت اجتماعی، نشان می‌دهد که تحقق حقوق اجتماعی صرفاً به شناسایی قانونی آن‌ها وابسته نیست، بلکه مستلزم توزیع عادلانه منابع، به‌رسمیت‌شناختن برابر افراد، مشارکت مؤثر صاحبان حق و پاسخ‌گویی نهادهای مسئول است. از این منظر، دسترسی به عدالت فرایندی فراتر از امکان طرح شکایت یا مراجعه به دادگاه است؛ فرایندی که از آگاهی نسبت به نقض حق آغاز می‌شود و باید به جبران مؤثر، اصلاح رویه‌های ناعادلانه و پیشگیری از تکرار نقض حقوق بینجامد. بدین‌ترتیب، کتاب می‌کوشد نشان دهد که چگونه می‌توان سازوکارهای حقوقی و نهادی را به‌گونه‌ای بازاندیشی کرد که عدالت اجتماعی، به‌ویژه برای گروه‌های محروم و حاشیه‌رانده‌شده، از یک مطالبه نظری به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره تبدیل شود.


 

ساختار و محتوای فصول

  • فصل نخست: دسترسی به عدالت اجتماعی

نویسندگان در این فصل، عدالت اجتماعی را با تحقق حقوق ضروری زندگی با کرامت، از جمله مسکن، غذا، سوخت و تأمین اجتماعی، پیوند می‌دهند. استدلال اصلی آنان این است که دسترسی به عدالت نباید صرفاً به امکان شکایت یا حضور در دادگاه محدود شود، بلکه باید به نتیجه‌ای بینجامد که نقض حق را عملاً برطرف کند و مانع تکرار آن شود. در نظام حقوقی بریتانیا، حمایت از حقوق اجتماعی غالباً به مقررات پراکنده و مسیرهای غیرمستقیم وابسته است و شکاف‌هایی در پاسخ‌گویی وجود دارد. افراد محروم نیز معمولاً با مشکلات به‌هم‌پیوسته‌ای مانند فقر، بدهی و بی‌خانمانی مواجه‌اند که رسیدگی جداگانه به آن‌ها پاسخ کافی فراهم نمی‌کند. نویسندگان با بهره‌گیری از دموکراسی شورایی و نظریه سه‌بعدی عدالت نانسی فریزر، بر مشارکت برابر، توزیع منابع، به‌رسمیت‌شناسی و نمایندگی تأکید می‌کنند. از این منظر، حمایت مؤثر مستلزم اصلاح فرایندهای تصمیم‌گیری و فراهم‌کردن امکان شنیده‌شدن مطالبات کسانی است که قدرت و منابع کمتری دارند.

پژوهش کتاب بر مصاحبه با ۲۶ متخصص و فعال خدمات مشاوره و حقوقی در بخش‌های مختلف بریتانیا استوار است. تحلیل مضمونی و انتقادی گفتمان نشان می‌دهد که زبان اداری، دسته‌بندی دریافت‌کنندگان خدمات و تصورات مربوط به استحقاق می‌توانند نابرابری را بازتولید کنند. نویسندگان نقدهای مربوط به مشروعیت دموکراتیک رسیدگی قضایی، ابهام حقوق اجتماعی، محدودیت تخصص قضات و آثار نابرابر دادخواهی را بررسی می‌کنند و در پاسخ، بر مأموریت روشن نهادها، استفاده از تخصص و مشارکت صاحبان حق تأکید دارند. در چارچوب پیشنهادی آنان، مسیر دسترسی به عدالت از آگاهی حقوقی و برخورداری از منابع آغاز می‌شود و باید از موانع مالی، عاطفی و اداری عبور کند. راهکار نهایی نیز می‌تواند علاوه بر جبران فردی، اصلاح سیاست‌ها، نظارت بر اجرا و تضمین عدم تکرار نقض را دربرگیرد؛ بنابراین، فصل مبنای نظری کتاب را بر شناسایی حقوق اجتماعی به‌عنوان حقوق قابل مطالبه و ضرورت دستیابی به نتایج عملی مؤثر استوار می‌سازد.

  • فصل دوم: چارچوب بین‌المللی حقوق بشر برای حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

این فصل، تعهدات دولت‌ها در زمینه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با تمرکز بر میثاق بین‌المللی مربوط به این حقوق توضیح می‌دهد. نویسندگان تأکید می‌کنند که حقوق اجتماعی، تعهداتی حقوقی هستند و نباید آرمان‌هایی کم‌اعتبارتر از حقوق مدنی و سیاسی تلقی شوند. «تحقق تدریجی» نیز به معنای امکان تعویق نامحدود تعهدات نیست؛ دولت‌ها باید اقداماتی مشخص و هدفمند انجام دهند، حداکثر منابع در دسترس را به کار گیرند و برخورداری بدون تبعیض از حقوق را تضمین کنند. تعهدات دولت شامل خودداری از نقض حقوق، جلوگیری از تعرض اشخاص و شرکت‌های خصوصی و فراهم‌کردن شرایط تحقق آن‌هاست. فصل همچنین «حداقل تعهدات اساسی» را کف حمایت می‌داند، نه سقفی که پیشرفت در آن متوقف شود و اختلاف‌نظرها درباره تعیین محتوای این حداقل را بررسی می‌کند. اقدامات پس‌رونده نیز نیازمند توجیهی دقیق و استثنایی‌اند. در صورت نقض حقوق، باید راهکارهایی دسترس‌پذیر و مؤثر وجود داشته باشد که هم وضعیت فرد را اصلاح کنند و هم به عوامل ساختاری نقض بپردازند.

در ادامه، محتوای حقوق غذا، مسکن و تأمین اجتماعی بر اساس معیارهایی مانند فراهم‌بودن، دسترس‌پذیری، کفایت و استطاعت مالی تشریح می‌شود. غذای کافی باید سالم، مغذی و متناسب با فرهنگ باشد؛ مسکن نیز باید امنیت سکونت، امکانات ضروری و شرایط مناسب زندگی را فراهم کند. حمایت‌های تأمین اجتماعی باید از نظر میزان و مدت، پاسخ‌گوی نیازهای اساسی باشند و گروه‌های محروم را کنار نگذارند. بخش مهمی از فصل به حق برخورداری از سوخت و انرژی اختصاص دارد که نویسندگان آن را حقی در حال تکوین و مشتق از حقوقی مانند مسکن، سلامت و سطح مناسب زندگی معرفی می‌کنند. آنان بر دسترسی پایدار و مقرون‌به‌صرفه به انرژی و تحمیل‌نشدن هزینه گذار انرژی بر فقیرترین گروه‌ها تأکید دارند. بررسی سیاست‌ها و گزارش‌های نظارتی درباره بریتانیا نیز نشان می‌دهد که وجود برنامه‌های رفاهی، به‌تنهایی اثبات‌کننده رعایت تعهدات نیست. نتیجه فصل، ضرورت ایجاد چارچوبی پاسخ‌گو برای سنجش کیفیت خدمات و رسیدگی به محرومیت‌های به‌هم‌پیوسته است؛ چارچوبی که حقوق اجتماعی را به‌صورت یکپارچه حمایت کند.

  • فصل سوم: یافته‌های مطالعات موردی درباره حقوق اجتماعی در بخش‌های مختلف بریتانیا

این فصل، موانع تحقق حقوق اجتماعی را از طریق مطالعات موردی در اسکاتلند، انگلستان، ولز و ایرلند شمالی بررسی می‌کند. در اسکاتلند، تغییر قفل محل سکونت پناه‌جویان توسط شرکت خصوصی سرکو، مشکلات ناشی از واگذاری خدمات عمومی به پیمانکاران و ابهام در پاسخ‌گویی حقوق بشری آنان را آشکار می‌سازد. در انگلستان، شواهد نشان می‌دهد که ناهماهنگی میان پرداخت چهارهفته‌ای دستمزد و محاسبه ماهانه مزایا چگونه می‌تواند حمایت اجتماعی یک خانواده را کاهش دهد. در ولز، پژوهش به‌جای تمرکز بر یک پرونده، محدودیت اختیارات حکومت محلی، پراکندگی خدمات و مشکلات دسترسی به غذا و حمایت‌های اجتماعی را بررسی می‌کند؛ نزدیکی فعالان به تصمیم‌گیرندگان نیز همواره به اصلاح مؤثر منجر نمی‌شود. در ایرلند شمالی، شواهد نشان می‌دهد که شرط پیش‌بینی مرگ ظرف شش ماه، چگونه دسترسی برخی مبتلایان به بیماری‌های لاعلاج را به حمایت فوری محدود می‌کرد.

یافته مشترک مطالعات آن است که خصوصی‌سازی خدمات، تصمیم‌گیری خودکار، تداخل صلاحیت نهادها و کاهش منابع مشاوره و معاضدت حقوقی، مسیر دادخواهی را دشوار می‌سازند. بار اعتراض به تصمیم‌های نامناسب نیز بر دوش کسانی قرار می‌گیرد که هم‌زمان با فقر، بیماری، ناامنی مسکن و فشار روانی مواجه‌اند. نویسندگان تأکید می‌کنند که تفکیک مسائل به پرونده‌های مستقل، پیوند میان محرومیت‌های اجتماعی را پنهان می‌کند و حمایت‌های پراکنده لزوماً پاسخ‌گوی نیاز افراد نیستند. از نظر نویسندگان، دادگاه‌ها به‌ویژه هنگام خلأ حکمرانی، غفلت قانون‌گذار یا بی‌عملی دستگاه اجرایی باید نقش مؤثرتری ایفا کنند. نتیجه فصل آن است که شناسایی حقوق اجتماعی به‌عنوان حقوق قابل مطالبه، معیاری برای ارزیابی تصمیم‌ها، آشکارکردن بی‌عدالتی ساختاری و پیگیری راهکارهای مؤثر فراهم می‌آورد.

  • فصل چهارم: مسیر دسترسی به عدالت؛ از نقض حق تا جبران

این فصل، دسترسی به عدالت را مسیری چندمرحله‌ای می‌داند که با شناسایی نقض حق آغاز می‌شود و باید به رفع مؤثر آن بینجامد. نخستین مانع، ناآگاهی افراد از حقوق اجتماعی و شیوه‌های مطالبه آن‌هاست؛ بسیاری از مردم نمی‌دانند محرومیتشان می‌تواند موضوع اعتراض حقوقی باشد یا برای دریافت کمک باید به کجا مراجعه کنند. پس از آن، هزینه‌های رسیدگی، کمبود مشاوره تخصصی، محدودیت معاضدت حقوقی و نابرابری امکانات طرفین، ادامه مسیر را دشوار می‌سازند. نویسندگان بر فشار عاطفی و ترس از پیامدهای شکایت نیز تأکید می‌کنند، به‌ویژه برای کسانی که هم‌زمان با بیماری، فقر یا ناامنی مسکن مواجه‌اند. تعدد مراجع و طولانی‌شدن فرایندهای اداری می‌تواند افراد را فرسوده کند و به پذیرش راه‌حل‌های ناکافی بکشاند. حتی ورود به دادگاه نیز تضمین‌کننده احقاق حق نیست، زیرا حمایت ناکافی از حقوق اجتماعی در قوانین داخلی و احتیاط دادگاه‌ها در مسائل اقتصادی و اجتماعی، دامنه رسیدگی و راهکارهای قابل‌دستیابی را محدود می‌کند.

در ادامه، فصل توضیح می‌دهد که راهکار مؤثر باید دسترس‌پذیر، مقرون‌به‌صرفه، به‌موقع و در عمل پاسخ‌گوی نقض حق باشد. پرداخت غرامت ممکن است بخشی از پاسخ باشد، اما اعاده وضعیت، پذیرش مسئولیت، عذرخواهی، اجرای تصمیم و جلوگیری از تکرار نقض نیز اهمیت دارند. داده‌های مراجع تجدیدنظر درباره نقض مکرر تصمیم‌های اولیه، از نظر نویسندگان ضرورت سازوکاری برای انتقال نتایج رسیدگی به نهادهای تصمیم‌گیر را نشان می‌دهد؛ بدون چنین بازخوردی، پرونده‌ها جداگانه اصلاح می‌شوند، اما خطاهای مشابه ادامه می‌یابند. فصل با بررسی تجربه‌های تطبیقی، ظرفیت دادخواهی جمعی و دستورهای ساختاری را برای اصلاح مشکلات عمومی توضیح می‌دهد. این راهکارها می‌توانند حمایت فوری از اشخاص را با اصلاح سیاست‌ها، مشارکت صاحبان حق و نظارت مستمر قضایی ترکیب کنند. نویسندگان تأکید دارند که تمرکز صرف بر جبران فردی، ریشه مشکل را باقی می‌گذارد و تمرکز صرف بر اصلاح ساختاری نیز ممکن است نیاز فوری شاکی را نادیده بگیرد؛ بنابراین، پاسخ مناسب باید هر دو سطح را پوشش دهد.

  • فصل پنجم: به چالش کشیدن گفتمان‌های به‌حاشیه‌راننده؛ بازپس‌گیری روایت

این فصل بررسی می‌کند که چگونه زبان، روایت‌های عمومی و رویه‌های نهادی می‌توانند محرومیت از حقوق اجتماعی را ایجاد یا توجیه کنند. نویسندگان نشان می‌دهند که تقسیم افراد به «شایسته» و «ناشایسته» دریافت حمایت، حقوق اجتماعی را از استحقاقی همگانی به کمک‌هایی مشروط و سهمیه‌بندی‌شده تبدیل می‌کند. در چنین فضایی، فقر، بیکاری یا نیاز به مسکن ممکن است به ضعف فردی نسبت داده شود و مسئولیت نهادهای عمومی کمتر دیده شود. این نگرش‌ها تنها در گفتار باقی نمی‌مانند، بلکه در سیاست‌های مهاجرتی، ارزیابی‌های پزشکی، تصمیم‌گیری‌های خودکار و شیوه توزیع منابع نیز اثر می‌گذارند. واگذاری خدمات عمومی به بخش خصوصی و پراکندگی مسئولیت‌ها نیز می‌تواند پاسخ‌گویی را دشوارتر کند و افراد را میان نهادهای مختلف سرگردان سازد. حتی مشاوران و مطالبه‌کنندگان حقوق ممکن است ناخواسته این دسته‌بندی‌ها را بازتولید کنند؛ برای مثال، هنگامی که استحقاق یک فرد را با مقایسه او با دیگران اثبات می‌کنند؛ بنابراین، شناخت موانع عدالت مستلزم بررسی هم‌زمان قوانین، ساختارهای اجرایی و روایت‌هایی است که نابرابری را طبیعی جلوه می‌دهند.

در برابر این وضعیت، نویسندگان بر بازپس‌گیری روایت حقوق اجتماعی تأکید می‌کنند؛ یعنی شناخت افراد به‌عنوان صاحبان حق و فراهم‌کردن امکان مشارکت مؤثر آنان در تصمیم‌هایی که زندگی‌شان را شکل می‌دهد. شنیده‌شدن صدای افراد مستلزم تغییر مناسبات قدرت و رفع موانع ساختاری است. از پیشنهادهای اصلی فصل، به‌رسمیت‌شناختن حقوق اجتماعی در قوانین داخلی و پاسخ‌گوکردن نهادهای دولتی و ارائه‌دهندگان خصوصی خدمات است. آموزش عمومی حقوقی، تأمین مالی مشاوره و معاضدت حقوقی، هماهنگی نهادهای حمایتی و طراحی دسترس‌پذیر خدمات نیز برای عملی‌شدن این حقوق ضروری دانسته می‌شود. نویسندگان همچنین بر نظارت بر تصمیم‌گیری‌های الگوریتمی، انتقال نتایج رسیدگی‌ها به تصمیم‌گیرندگان اولیه و استفاده از شکایت‌ها و راهکارهای جمعی تأکید می‌کنند. در این نگاه، دسترسی به عدالت با امکان ثبت شکایت یا حضور در دادگاه کامل نمی‌شود؛ معیار اصلی، رفع واقعی نقض حق، پاسخ‌گویی مسئولان و جلوگیری از تکرار آسیب برای دیگران است.

 

نتیجه‌گیری

یافته‌های کتاب نشان می‌دهد که شکاف در حمایت از حقوق اجتماعی، حاصل پیوند کاستی‌های قانونی، پراکندگی مسئولیت نهادی، محدودیت منابع حمایتی و گفتمان‌هایی است که برخی افراد را کم‌ارزش‌تر یا کمتر مستحق حمایت معرفی می‌کنند. از دیدگاه نویسندگان، به‌رسمیت‌شناختن حقوق اجتماعی به‌عنوان حقوقی قابل مطالبه در قوانین داخلی، مبنایی ضروری برای سنجش عملکرد دولت و پاسخ‌گوکردن ارائه‌دهندگان خدمات است. این اقدام باید با آموزش حقوق، مشاوره و معاضدت حقوقی، کاهش هزینه و تأخیر رسیدگی و مشارکت مؤثر صاحبان حق همراه شود. همچنین، چون محرومیت‌های اجتماعی اغلب به‌هم‌پیوسته و ساختاری هستند، رسیدگی جداگانه به پرونده‌های فردی نمی‌تواند همه ابعاد مسئله را برطرف کند؛ دادخواهی جمعی، اصلاح سیاست‌ها و انتقال نتایج رسیدگی به نهادهای تصمیم‌گیر نیز ضرورت دارد. راهکار مؤثر باید نیاز فوری فرد را پاسخ دهد و زمینه تکرار نقض حق برای دیگران را کاهش دهد. پیام نهایی کتاب آن است که تحقق عدالت اجتماعی به ترکیب حمایت قانونی، پاسخ‌گویی نهادی و تغییر نگرش‌های طردکننده وابسته است و موفقیت این تلاش‌ها باید با اثر واقعی آن‌ها بر زندگی و کرامت انسان‌ها سنجیده شود.


 

پی‌نوشت

Boyle, K., Camps, D., English, K. K., Ferrie, J. E., Flegg, A., & Mukherjee, G. (2025). Access to social justice: Effective remedies for social rights. Bristol University Press. https://doi.org/10.51952/9781529237924

 لینک دسترسی

Tags: ایدن فلگتعهدات بین المللی دولت هاتوزیع منابعجو ادسون فریحقوق اجتماعیحقوق اجتماعی در بریتانیاحقوق بشرحقوق بین المللدانشگاه اصفهاندایانا کمپسعدالت اجتماعیکتاب حقوق بشریکرستی کن انگلیشکیتی بویلگروه پژوهشی حقوق بشرگوراو موکرجینهادهای عمومی

نوشته های اخیر:

مصاحبه تخصصی با دکتر ستار عزیزی، استاد دانشگاه تربیت مدرس: تبارشناسی حق تعیین سرنوشت در نظم حقوق بین‌الملل معاصر

مصاحبه تخصصی با دکتر ستار عزیزی، استاد دانشگاه تربیت مدرس: تبارشناسی حق تعیین سرنوشت در نظم حقوق بین‌الملل معاصر

1405-07-30
فقرزدایی در چین: از ارتقای حقوق اقتصادی و اجتماعی تا چشم‌انداز توسعه روستایی

فقرزدایی در چین: از ارتقای حقوق اقتصادی و اجتماعی تا چشم‌انداز توسعه روستایی

1405-07-29
معرفی کتاب: «دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی»

معرفی کتاب: «دسترسی به عدالت اجتماعی: راهکارهای مؤثر برای احقاق حقوق اجتماعی»

1405-07-27
مارکو روبیو و بازگشت به روایت برخورد تمدن‌ها؛ از بازخوانی منازعات ایران و یونان تا پیامدهای حقوق بشری

مارکو روبیو و بازگشت به روایت برخورد تمدن‌ها؛ از بازخوانی منازعات ایران و یونان تا پیامدهای حقوق بشری

1405-07-26
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛ تلاقی بحران آموزشی، حکمرانی و حقوق بشر

اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛ تلاقی بحران آموزشی، حکمرانی و حقوق بشر

1405-07-29
آفریقای جنوبی در برابر بیگانه‌هراسی؛ حکم تاریخی دادگاه علیه «عملیات دودولا» و مسئله حقوق مهاجران

آفریقای جنوبی در برابر بیگانه‌هراسی؛ حکم تاریخی دادگاه علیه «عملیات دودولا» و مسئله حقوق مهاجران

1405-07-19
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09203184769
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09134644989
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
No Result
View All Result
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English

© 2022 تمامی حقوق مادی و معنوی برای گروه پژوهشی چهره دیگر حقوق بشر محفوظ می باشد.