مقدمه
کانادا، کشوری که همواره بهعنوان نماد چندفرهنگی و احترام به حقوق بشر شناخته میشود، در سالهای اخیر با چالشهای جدی در زمینه حقوق بومیان خود مواجه بوده است. یکی از بارزترین این چالشها، خشونت پلیس علیه بومیان و بیتفاوتی جامعه کانادا نسبت به این موضوع است. گزارش حاضر به بررسی این مسئله میپردازد و با استناد به وقایع اخیر و تحلیلهای حقوقی، نشان میدهد که چگونه سیاستهای دولت کانادا و نگرش جامعه این کشور منجر به نقض حقوق بومیان و تداوم نسلکشی فرهنگی علیه آنان شده است.
وقایع
در بازه زمانی دوهفتهای بین ۲۹ آگوست تا ۹ سپتامبر ۲۰۲۴، شش نفر از بومیان کانادا در اثر خشونت پلیس جان خود را از دست دادند. هوس لایتنینگ ۱۵ساله و تامی بیتمن، جیسون وست، استیون ایگی ددام و دو نفر ناشناس بر اثر مواردی همچون برخورد خودروی پلیس و شلیک گلوله توسط افسران پلیس، جان باختند. این حوادث، یادآور مرگهای قبلی ناشی از خشونت پلیس علیه بومیان، از جمله شانتل مور، جوزفین پلتیه و ایشا هادسون هستند. این موارد نشان میدهند که خشونت پلیس علیه بومیان یک مسئله تصادفی و موردی نیست، بلکه یک روند طولانیمدت و سیستماتیک است.
در نگاهی کلی، خشونت پلیس علیه بومیان در کانادا، نقض آشکار حقوق بشر و حقوق بومیان است. این خشونت، ناقض اصول اساسی حقوق بینالملل، از جمله حق حیات، حق امنیت شخصی، حق عدم تبعیض و حق برخورداری از دادرسی عادلانه است. بر اساس اعلامیه سازمان ملل متحد در مورد حقوق مردمان بومی، بومیان حق دارند از حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود برخوردار باشند و دولتها موظفاند از این حقوق حمایت کنند. خشونت پلیس علیه بومیان، مانع از تحقق این حقوق میشود و به تبعیض و نابرابریهای سیستماتیک علیه آنان دامن میزند.
علاوه بر این، خشونت پلیس علیه بومیان، مصداق بارز نقض تعهدات دولت کانادا در قبال بومیان است. دولت کانادا، متعهد به اجرای توصیههای کمیسیون حقیقت و آشتی در مورد مدارس شبانهروزی است که هدف آن، جبران خسارات وارده به بومیان و ایجاد روابط عادلانهتر بین دولت و جوامع بومی است. خشونت پلیس، در تضاد با این اهداف است و نشان میدهد که دولت کانادا در عمل، به تعهدات خود پایبند نیست. در این حوادث، بیتوجهی و سهلانگاری در تحقیقات نیز مشهود است. در بسیاری از موارد، تحقیقات در مورد مرگ بومیان در اثر خشونت پلیس، بهصورت ناقص و غیرشفاف انجام میشود و عوامل دخیل در این حوادث، مورد مجازات قرار نمیگیرند. این امر، باعث بیاعتمادی بومیان به نظام قضایی کانادا میشود و احساس بیعدالتی را در آنان تقویت میکند.
بیتفاوتی جامعه کانادا نسبت به خشونت پلیس علیه بومیان نیز یک مسئله نگرانکننده است. این بیتفاوتی، نشان میدهد که بومیان در جامعه کانادا، بهعنوان انسانهای درجه دوم تلقی میشوند و حقوق آنان، بهاندازه حقوق سایر شهروندان مورد احترام قرار نمیگیرد. این امر، به تداوم تبعیض و نابرابریهای سیستماتیک علیه بومیان دامن میزند.
باید پذیرفت که نسلکشی فرهنگی و خشونت سیستماتیک علیه بومیان کانادا، صرفاً یک مسئله تاریخی نیست، بلکه یک واقعیت جاری است که نیازمند اقدام فوری و جدی است. سکوت و بیتفاوتی در برابر این خشونت، به معنای همدستی در تداوم آن است.






