رسول موگویی
دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان
استعمار نژادی (Racial Colonialism) به نوعی از استعمار گفته میشود که کشورهای استعمارگر با استفاده از برتریجویی نژادی به بهرهکشی مردم تحت استعمار و سرزمین آنها میپردازند؛ بدین معنا که نهتنها منابع و سرزمین مردم محلی را تصاحب کرده و نهایت تبعیض را علیه آنها روا میکنند، بلکه با استفاده از ایدئولوژیهای برتریجویانه و نژادپرستانه آنها را سرکوب، تهدید و تحقیر میکنند و در بسیاری از موارد، آنها را از حقوق اولیه و اساسی خود، محروم میکنند. استعمار نژادی بر پایه فرض مهم متمدن سازی جوامع غیرمتمدن و بومی استوار است. این پدیده از ابتدای دوران استعمارگری و تصاحب سرزمینهای بکر و بلاصاحب آغاز شد، اما پس از دورة استعمار کلاسیک، به پایان نرسید؛ بلکه مهاجران که خود را صاحبان اصلی و عامل پیشرفت و توسعة آن مناطق میدانستند، حقوق بومیان را نقض کرده و تلاش کردند آنها را بهعنوان شهروندان درجه دوم معرفی کنند.
فرانسه یکی از کشورهایی است که در دوران استعمار، حضور فعالی در قاره آفریقا از جمله الجزایر، کنگو، رواندا، سودان، گابن و غیره داشت و بالتبع استعمار نژادی در سطوح بالایی علیه مردمان این کشورها بخصوص علیه سیاهپوستان انجام شد. این استعمار نژادی با هدف تأمین نیروی کار ارزان و یا رایگان، بهرهبرداری از منابع معدنی و زیرزمینی، فراهمکردن بازار برای فروش محصولات فرانسوی و انتقال فرهنگ و زبان فرانسوی به مردم در مستعمرات انجام میشد و سطوح و لایههای مختلفی داشت:
- معرفی سیاهپوستان بهعنوان شهروندان درجهدو و فاقد تمدن؛
- بهکارگیری سیاهپوستان در فعالیتهای بسیار سخت بهصورت رایگان (کار اجباری) یا با دستمزد بسیار کم؛
- انتقال فرهنگ، زبان و سبک زندگی فرانسوی در قالب آموزش در مدارس و تغییر فرهنگ عمومی؛
- انتقال ارزشهای مذهبی مسیحیت با بهکارگیری مبلغان و کشیشهای مسیحی؛
- شکنجه، بدرفتاری، تحقیر و آزار و اذیت سیاهپوستان؛
- بهکارگیری سیاهپوستان بهعنوان برده، خدمتکار و سرویسدهنده به اشراف و سرمایهداران فرانسوی؛
- طرد نخبگان و بزرگان جوامع ملی و محلی از اغلب تصمیمگیریها و مناصب سیاسی و حکومتی؛
- سرکوب هرگونه جنبش و حرکت آزادیخواهانه و رهاییبخش.
شایان ذکر است که فرانسه با اتخاذ سیستم همسانسازی (Assimilation) و سیستم کد بومی (Code de l’Indigénat) نیز، حقوق و آزادیهای اساسی مردمان بومی را نقض مینمود.
بر اساس سیستم همسانسازی، سیاهپوستان در صورت فراگیری کامل زبان فرانسوی و پذیرش فرهنگ و سبک زندگی فرانسوی و رهاشدن از فرهنگ بومی و محلی خود، میتوانستند شهروند رسمی فرانسه شوند و برایناساس، در مدارس مستعمرات، زبان فرانسوی به صورت جدی تدریس میشد. در این میان، تعداد کمی از افراد که میتوانستند از فیلترهای سخت «فرانسوی شدن» عبور کنند، از مزایا و حقوقی بهرهمند میشدند که در اختیار شهروندان عادی کشورشان نبود؛ شهروندانی که غالباً در شرایط دشواری زندگی میکردند.
از سوی دیگر، بر اساس سیستم کد بومی که از سال 1818 ابتدا در الجزایر و سپس در سایر مستعمرات آفریقایی به کار گرفته شد، مردم در مستعمرات میبایست تابع مجموعه قوانینی بودند که توسط دولت مرکزی فرانسه تدوین شده بود و بشدت تبعیض آمیز بود. همچنین مالیاتهای سنگینی از مردم محلی اخذ میشد و آنها نمیتوانستند بدون مجوز فرانسویها به مناطق و تأسیسات تحت کنترل آنها وارد شوند.
اما استعمار نژادی فرانسه امروزه در اشکال و فرمهای جدیدی همچون صنعتی، مالی، فرهنگی، سیاسی و نظامی ادامه یافته است و هیچگاه پایان نیافته است. نیاز و وابستگی بازار و جامعة کشورهای سابقاً مستعمره فرانسه، دستاورد دوران استعمار کلاسیک است که باعث میشود این کشورها خواسته یا ناخواسته روابط سطح بالای خود با فرانسه را حفظ کرده و ادامه دهند که در اصطلاحات سیاسی با عناوین «استعمار نو» و «استعمار فرانو» شناخته میشود و به نظر، ناقض قوانین و کنوانسیونهای حقوق بشری است؛ زیرا نهتنها به دلیل دستنشانده شدن دولتهای این کشورها حق تعیین سرنوشت و حق مشارکت سیاسی از مردم سلب میشود؛ بلکه حقوق و آزادیهای اساسی دیگر از جمله تجارت، بهرهبرداری از منابع و معادن ملی، استقلال سیاسی، استقلال هویتی و غیره نیز از جوامع مذکور سلب میشود و این ناقض کنوانسیونهای حقوق بشری بینالمللی است؛ از جمله:
- اعلامیه جهانی حقوق بشر: استثمار و بهرهکشی شرکتهای فرانسوی از کارگران ارزانقیمت سیاهپوست، آنها را از یک زندگی با سطح رفاه مناسب و استانداردهای مطلوب، محروم میکند که این مسئله ناقض ماده 25 این اعلامیه است که بیان میکند هر کس باید از یک سطح زندگی مطلوب برای خود و خانوادهاش برخوردار باشد. همچنین ماده 23 در این اعلامیه بیان میکند که هر کسی که کار میکند حق دارد از دستمزد منصفانه و مطلوبی برخوردار شود.
- اعلامیه سازمان ملل متحد درباره اعطای استقلال به مستعمرات: فرانسه هنوز پس از پایانیافتن استعمار، حضور نظامی خود در برخی از کشورهای آفریقایی را که سابقاً مستعمرة این کشور بودند، حفظ کرده است و از این طریق نهتنها بر دولتهای آن کشورها اعمال فشار و نفوذ میکند، بلکه در ظهور و سقوط دولتها نیز تأثیرگذار است. در بخشی از اعلامیة اعطای استقلال آمده است که هرگونه تلاش بهمنظور برهمزدن وحدت ملی و تمامیت ارضی کشورها مردود است. همچنین در بخش دیگری از این اعلامیه بر حق تعیین سرنوشت مردم کشورهای سابقاً مستعمره اشاره شده است که حضور یا نفوذ نظامی فرانسه این حق را بهطورکلی نقض میکند.
- منشور ملل متحد: فرانسه از طریق کنترل بر بازار کشورهای آفریقایی و همچنین منابع مالی این کشورها، همواره بر قدرتگیری یا کنارهگیری رهبران سیاسی در این کشورها مؤثر بوده است و از منابع مالی کشورهای آفریقایی که عمدتاً با واحد پولی فرانک هستند و در بانک مرکزی فرانسه نگهداری میشوند، بهعنوان ابزار اعمال فشار استفاده میکند. در ماده اول منشور ملل متحد بر حق تعیین سرنوشت کشورها تأکید شده که فرانسه آن را نقض میکند. همچنین در ماده دوم منشور اشاره شده که کشورها در روابط بینالمللی خود نباید از تهدید، فشار یا زور علیه دیگران استفاده کنند.
- میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی: فرانسه بر منابع معدنی و معادن کشورهایی که قبلاً مستعمرة آن بودهاند، مسلط است و مردم و دولتها در این کشورها عملاً مالکیت حقیقی بر منابع موجود در کشور خود ندارند که این مسئله ناقض میثاق مذکور است. در ماده اول این میثاق آمده است که همه مردم میتوانند از ثروت و منابع طبیعی کشور خود بدون لطمه به تعهدات ناشی از همکاریهای بینالمللی بهره ببرند.
گرچه دوران استعمار کلاسیک به پایان رسیده، اما شکلهای جدیدی از استعمار همچنان در روابط فرانسه با مستعمرات سابق مشاهده میشود که آن را به یک معضل بزرگ در حوزه حقوق بشر و آزادیهای اساسی تبدیل کرده است. با درنظرگرفتن این مسئله، دولتهای آفریقایی میبایست اقدامات جدیتری در جهت کاهش وابستگی و دستیابی به استقلال واقعی انجام دهند. اجرای سیاستهای اقتصادی مستقل، همکاری با دیگر کشورهای فعال در اقتصاد آفریقا، کنترل منابع مالی و مطالبه حقوق خود در چارچوب قوانین بینالمللی میتواند گامهای مهمی در جهت تحقق عدالت برای این کشورها باشد.
منابع
- United Nations Declaration on the Granting of Independence to Colonial Countries and Peoples (1960). Retrieved from https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/declaration-granting-independence-colonial-countries-and-peoples
- International Covenant on Civil and Political Rights (1966). Retrieved from https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/international-covenant-civil-and-political-rights
- Universal Declaration of Human Rights (1948). Retrieved from https://www.un.org/en/about-us/universal-declaration-of-human-rights
- United Nations Charter (1945). Retrieved from https://www.un.org/en/about-us/un-charter






