Close

Human Rights Institute

HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
حمایت مالی
HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
Black

معرفی کتاب: «کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد»، اثر ربکا ادامی

2026-07-01
معرفی کتاب: «کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد»، اثر ربکا ادامی

Image: Google book ©

نام کتاب: کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد (Childism, Intersectionality and the Rights of the Child: The Myth of a Happy Childhood)

نویسنده: ربکا ادامی (Rebecca Adami)

ناشر: Routledge

سال انتشار: ۲۰۲۴

کتاب کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد، از آثار مهم و نوآورانه در حوزه حقوق کودک، مطالعات کودکی، نظریه انتقادی و مطالعات تبعیض است. این کتاب با طرح و بسط مفهوم «کودک‌ستیزی» می‌کوشد نشان دهد که کودکان، صرفاً به دلیل کودک بودن، در معرض نوعی تبعیض ساختاری، معرفتی، حقوقی و اجتماعی قرار می‌گیرند؛ تبعیضی که اغلب در زبان حمایت، مراقبت، تربیت و حتی «مصلحت کودک» پنهان می‌شود.

اهمیت کتاب در آن است که نویسنده مسئله حقوق کودک را فقط در سطح نقض‌های آشکار، خشونت مستقیم یا ضعف اجرای قوانین بررسی نمی‌کند، بلکه به لایه‌های عمیق‌تر قدرت، دانش، فرهنگ و سیاست‌گذاری می‌پردازد. ربکا ادامی نشان می‌دهد که بسیاری از ناکامی‌ها در اجرای کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، ریشه در این واقعیت دارد که کودکان هنوز به‌طور کامل به‌عنوان صاحبان حق، صدا، تجربه و عاملیت شناخته نمی‌شوند. آنان معمولاً موضوع تصمیم‌گیری بزرگسالان‌اند، اما کمتر به‌عنوان مشارکت‌کنندگان واقعی در تصمیم‌هایی که زندگی‌شان را شکل می‌دهد، جدی گرفته می‌شوند.

عنوان فرعی کتاب، «افسانه کودکی شاد»، یکی از نقاط جذاب و انتقادی اثر است. این تعبیر به یک تصور رمانتیک و ساده‌انگارانه از کودکی اشاره دارد؛ تصوری که کودکی را ذاتاً دورانی شاد، بی‌دغدغه و محفوظ از مناسبات قدرت می‌بیند. ادامی دقیقاً همین تصویر را به چالش می‌کشد. او نشان می‌دهد که کودکی برای همه کودکان تجربه‌ای یکسان، امن و شاد نیست. کودک بودن، هنگامی که با نژاد، جنسیت، معلولیت، فقر، مهاجرت، تعلق قومی یا سایر موقعیت‌های اجتماعی درهم می‌آمیزد، می‌تواند به تجربه‌ای پیچیده از حاشیه‌رانی، نابرابری و بی‌عدالتی تبدیل شود.

از این منظر، کتاب ادامی فقط درباره «حمایت از کودکان» نیست؛ بلکه درباره بازاندیشی در خود زبان حمایت است. نویسنده می‌پرسد: چه کسی از کودک سخن می‌گوید؟ چه کسی مصلحت کودک را تعریف می‌کند؟ چرا صدای کودک در بسیاری از فرآیندهای حقوقی، آموزشی، خانوادگی و اجتماعی کم‌اهمیت شمرده می‌شود؟ و چگونه ممکن است حتی سیاست‌های ظاهراً کودک‌دوستانه نیز، اگر بر پایه مفروضات بزرگسال‌محور شکل گرفته باشند، به بازتولید کودک‌ستیزی کمک کنند؟

 

ساختار و محتوای کتاب

  • فصل اول: نظریه انتقادی حقوق کودک؛ قدرت، تبعیض و بی‌عدالتی معرفتی

فصل نخست، چارچوب نظری کتاب را بنا می‌گذارد. ادامی در این فصل حقوق کودک را از منظر نظریه انتقادی بازخوانی می‌کند و نشان می‌دهد که فهم رایج از حقوق کودک، حتی در اسناد و نهادهای حقوق بشری، ممکن است تحت تأثیر مناسبات قدرت و نگاه بزرگسال‌محور قرار داشته باشد. در این نگاه، کودک اغلب به‌عنوان موجودی نیازمند حمایت، هدایت و مراقبت تصویر می‌شود، اما کمتر به‌عنوان سوژه‌ای صاحب دانش، تجربه، تحلیل و حق مشارکت جدی گرفته می‌شود.

یکی از مفاهیم کلیدی این فصل «بی‌عدالتی معرفتی» است. این مفهوم توضیح می‌دهد که چگونه تجربه و شهادت برخی افراد، به دلیل جایگاه اجتماعی‌شان، کمتر معتبر دانسته می‌شود. ادامی این ایده را به حوزه کودکی می‌آورد و نشان می‌دهد که کودکان نیز در بسیاری از موقعیت‌ها با نوعی بی‌عدالتی معرفتی مواجه‌اند: آنان سخن می‌گویند، اما سخنشان کودکانه، خام، احساسی یا ناکامل تلقی می‌شود؛ تجربه دارند، اما تجربه‌شان کمتر مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد؛ درباره زندگی‌شان تصمیم گرفته می‌شود، اما خودشان غالباً در حاشیه فرایند تصمیم‌گیری باقی می‌مانند.

این فصل، مخاطب را به پرسشی بنیادین دعوت می‌کند: آیا نظام حقوق کودک فقط باید از کودکان محافظت کند، یا باید سازوکارهایی ایجاد کند که کودکان بتوانند در مقام دارندگان حق و تولیدکنندگان معنا، در تعریف، تفسیر و اجرای حقوق خود نیز نقش داشته باشند؟

  • فصل دوم: کودک‌ستیزی؛ مطالعه امر تحمل‌ناپذیر در زندگی روزمره

فصل دوم به مفهوم مرکزی کتاب، یعنی کودک‌ستیزی، اختصاص دارد. در اینجا، کودک‌ستیزی به معنای مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، رویه‌ها و ساختارهایی است که کودکان را به دلیل سنشان پایین‌تر، ناتوان‌تر، کم‌صلاحیت‌تر یا کم‌ارزش‌تر از بزرگسالان می‌دانند. این مفهوم با «کودک‌آزاری» یکی نیست؛ کودک‌آزاری معمولاً به خشونت یا بدرفتاری مستقیم علیه کودک اشاره دارد، در حالی که کودک‌ستیزی مفهومی گسترده‌تر و ساختاری‌تر است و می‌تواند حتی در رفتارهای ظاهراً عادی، قانونی، تربیتی یا حمایتی نیز حضور داشته باشد.

ادامی نشان می‌دهد که کودک‌ستیزی معمولاً آشکار و رسوا نیست؛ بلکه در زندگی روزمره پنهان شده است. وقتی نظر کودک صرفاً به دلیل سن او جدی گرفته نمی‌شود، وقتی مشارکت او در تصمیم‌های خانوادگی، آموزشی یا اجتماعی جنبه صوری پیدا می‌کند، وقتی «مصلحت کودک» همواره از سوی بزرگسالان و بدون شنیدن صدای کودک تعریف می‌شود، و وقتی نافرمانی یا اعتراض کودک به‌سرعت به بی‌ادبی، ناپختگی یا فقدان درک تعبیر می‌شود، با جلوه‌هایی از کودک‌ستیزی مواجه هستیم.

اهمیت این فصل در آن است که کودک‌ستیزی را از سطح رفتارهای فردی فراتر می‌برد و آن را به‌عنوان یک ساختار فرهنگی و اجتماعی تحلیل می‌کند. به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که برخی بزرگسالان با کودکان بدرفتاری می‌کنند؛ مسئله آن است که بسیاری از نهادها و رویه‌ها از ابتدا بر پایه نابرابری معرفتی و قدرت میان بزرگسالان و کودکان بنا شده‌اند.

  • فصل سوم: تقاطع کودک‌ستیزی و نژادپرستی

فصل سوم نشان می‌دهد که کودک بودن هرگز تجربه‌ای یکسان و خنثی نیست. کودکی یک کودک متعلق به گروه اکثریت اجتماعی، با کودکیِ کودکی که به یک گروه نژادی، قومی، زبانی یا مهاجر تعلق دارد، الزاماً یکسان تجربه نمی‌شود. در این فصل، ادامی توضیح می‌دهد که کودک‌ستیزی چگونه با نژادپرستی درهم می‌آمیزد و کودکان متعلق به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده را در معرض اشکال مضاعف تبعیض قرار می‌دهد.

یکی از نکات مهم این فصل آن است که برخی کودکان، به‌ویژه کودکان متعلق به گروه‌های نژادی یا قومی اقلیت، ممکن است کمتر «معصوم»، کمتر «آسیب‌پذیر» یا حتی زودتر از سن واقعی خود «بزرگسال» تلقی شوند. چنین تصویری می‌تواند بر نحوه برخورد مدرسه، پلیس، نظام قضایی، خدمات اجتماعی و رسانه‌ها با آنان اثر بگذارد. در نتیجه، کودکانی که باید از حمایت‌های ویژه برخوردار باشند، ممکن است به‌دلیل کلیشه‌های نژادی یا قومی، بیشتر کنترل شوند، بیشتر تنبیه شوند و کمتر شنیده شوند.

این فصل از مخاطب می‌خواهد که حقوق کودک را بدون توجه به تاریخ نژادپرستی، استعمار، مهاجرت، تبعیض قومی و نابرابری‌های اجتماعی تحلیل نکند. در نگاه ادامی، رویکردی که فقط از «کودک» به‌صورت کلی و انتزاعی سخن بگوید، خطر آن را دارد که تفاوت‌های واقعی میان تجربه کودکان را نادیده بگیرد.

  • فصل چهارم: تقاطع کودک‌ستیزی و جنسیت‌گرایی

فصل چهارم به رابطه میان کودک‌ستیزی و جنسیت‌گرایی می‌پردازد. ادامی در این فصل نشان می‌دهد که کودکان دختر، پسر و کودکانی که با هنجارهای مسلط جنسیتی سازگار دانسته نمی‌شوند، ممکن است به شیوه‌های متفاوتی در معرض کنترل، تبعیض و حاشیه‌رانی قرار گیرند. جنسیت، تجربه کودکی را شکل می‌دهد و تعیین می‌کند که از کودک چه انتظاری می‌رود، چه رفتاری از او پذیرفته می‌شود، چه نوع آزادی‌هایی به او داده می‌شود و چه محدودیت‌هایی بر او تحمیل می‌گردد.

در مورد دختران، کودک‌ستیزی می‌تواند با کنترل جنسیتی بدن، رفتار، پوشش، تحرک و آینده آنان همراه شود. آنان ممکن است از یک سو کودک و ناتوان فرض شوند و از سوی دیگر به‌دلیل جنسیت خود، در معرض قواعد سخت‌گیرانه‌تر، خطر خشونت جنسی، محدودیت‌های آموزشی یا انتظارات سنتی قرار گیرند. در مورد پسران نیز کلیشه‌های جنسیتی می‌تواند به شکل دیگری آسیب‌زا باشد؛ برای مثال از آنان انتظار می‌رود زودتر مستقل، قوی، خشن یا عاری از ترس و آسیب‌پذیری باشند.

این فصل نشان می‌دهد که عدالت برای کودکان، بدون حساسیت جنسیتی ممکن نیست. حمایت از کودکان زمانی معنادار است که تفاوت تجربه‌های آنان دیده شود و سیاست‌ها بر اساس تصویر واحد و ساده‌شده‌ای از کودک طراحی نشوند.

  • فصل پنجم: تقاطع کودک‌ستیزی و تواناسالاری

فصل پنجم به کودکان دارای معلولیت و نسبت میان کودک‌ستیزی و تواناسالاری می‌پردازد. تواناسالاری به مجموعه‌ای از باورها و ساختارها اشاره دارد که بدن، ذهن و توانایی‌های خاصی را معیار «طبیعی» یا «کامل» بودن قرار می‌دهد و افراد دارای معلولیت را بر اساس فاصله از این معیارها فرودست یا وابسته تلقی می‌کند. ادامی نشان می‌دهد که کودکان دارای معلولیت، در تقاطع کودک بودن و معلولیت، با موانع مضاعفی روبه‌رو می‌شوند.

این کودکان ممکن است از یک سو به‌دلیل سنشان کمتر جدی گرفته شوند و از سوی دیگر به‌دلیل معلولیت، عاملیت و ظرفیت تصمیم‌گیری‌شان بیش از پیش انکار شود. در چنین وضعیتی، حتی مراقبت و حمایت نیز می‌تواند اگر با رویکرد حقوق‌محور همراه نباشد، به محدودسازی استقلال، مشارکت و کرامت کودک منجر شود. نگاه ترحم‌آمیز یا بیش‌حمایت‌گر، هرچند ممکن است ظاهراً خیرخواهانه باشد، می‌تواند کودک دارای معلولیت را از حق انتخاب، تجربه، خطا، یادگیری و حضور اجتماعی محروم کند.

این فصل بر ضرورت آموزش فراگیر، دسترسی برابر، مشارکت واقعی و شناسایی کودکان دارای معلولیت به‌عنوان صاحبان حق تأکید می‌کند. پیام اصلی آن روشن است: کودکان دارای معلولیت نباید صرفاً موضوع مراقبت باشند؛ آنان باید به‌عنوان کنشگران اجتماعی و دارندگان کرامت و صدا به رسمیت شناخته شوند.

  • فصل ششم: به چالش کشیدن بزرگسال‌سالاری

فصل ششم یکی از مفاهیم کلیدی مکمل کتاب را بررسی می‌کند: بزرگسال‌سالاری منظور از بزرگسال‌سالاری، نظامی از قدرت و معناست که بزرگسالان را به‌طور پیش‌فرض عاقل‌تر، صالح‌تر، معتبرتر و محق‌تر از کودکان می‌داند. در چنین نظامی، صدای بزرگسال معیار عقلانیت و تصمیم‌گیری است و صدای کودک، حتی هنگامی که به زندگی خود او مربوط می‌شود، در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار می‌گیرد.

ادامی نشان می‌دهد که کودک‌ستیزی بدون نقد بزرگسال‌سالاری قابل فهم نیست. بسیاری از نهادهایی که با کودکان سروکار دارند، خانواده، مدرسه، نظام قضایی، خدمات اجتماعی و سیاست‌گذاری عمومی، بر نوعی سلسله‌مراتب سنی بنا شده‌اند. این سلسله‌مراتب همیشه غیرضروری یا زیان‌بار نیست، اما زمانی مسئله‌ساز می‌شود که به انکار مطلق عاملیت، عقلانیت و مشارکت کودک منجر شود.

این فصل خواننده را به بازاندیشی در روابط میان بزرگسالان و کودکان دعوت می‌کند. پرسش اصلی این نیست که آیا کودکان به حمایت و راهنمایی نیاز دارند یا نه؛ روشن است که نیاز دارند. پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان میان حمایت و سلطه، مراقبت و کنترل، راهنمایی و حذف صدا، تمایز گذاشت. از نگاه ادامی، حقوق کودک زمانی جدی گرفته می‌شود که مشارکت کودکان از حالت نمادین و تزئینی خارج شود و در ساختارهای واقعی تصمیم‌گیری جای گیرد.

  • فصل هفتم: عدالت در کودکی

فصل هفتم مفهوم «عدالت در کودکی» را محور بحث قرار می‌دهد. ادامی در این فصل از رویکردهای صرفاً رفاهی یا حمایتی فراتر می‌رود و می‌کوشد عدالت برای کودکان را در پیوند با ساختارهای قدرت، تبعیض و نابرابری تعریف کند. عدالت در کودکی، از این منظر، فقط به معنای تأمین نیازهای اولیه یا حفاظت در برابر آسیب نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که کودکان بتوانند با کرامت، صدا، مشارکت و فرصت برابر زندگی کنند.

این فصل بر اهمیت تجربه زیسته کودکان تأکید دارد. عدالت را نمی‌توان فقط از بالا، از سوی قانون‌گذاران، کارشناسان، والدین یا نهادهای بین‌المللی تعریف کرد. برای فهم عدالت در کودکی باید از خود کودکان، به‌ویژه کودکانی که در معرض اشکال چندگانه تبعیض قرار دارند، پرسید که بی‌عدالتی را چگونه تجربه می‌کنند، چه چیزهایی آنان را خاموش می‌کند و چه ساختارهایی مانع رشد، امنیت، مشارکت و شکوفایی آنان می‌شود.

ادامی در این فصل نشان می‌دهد که عدالت کودک‌محور، اگر واقعاً کودک‌محور باشد، باید هم به آسیب‌پذیری‌های خاص کودکان توجه کند و هم از تبدیل آنان به موجوداتی صرفاً منفعل و نیازمند مراقبت پرهیز نماید. کودک، هم نیازمند حمایت است و هم صاحب حق؛ هم در حال رشد است و هم دارای تجربه معتبر؛ هم ممکن است آسیب‌پذیر باشد و هم می‌تواند کنشگر، منتقد و مشارکت‌کننده باشد.

  • فصل هشتم: بحث پایانی؛ سیاست و رویه‌های ضد کودک‌ستیزانه

فصل پایانی کتاب به پیامدهای عملی بحث اختصاص دارد. ادامی در این فصل از ضرورت شکل‌گیری سیاست‌ها و رویه‌های ضد کودک‌ستیزانه سخن می‌گوید؛ یعنی سیاست‌هایی که صرفاً با عنوان حمایت از کودکان طراحی نشوند، بلکه به‌طور جدی پیش‌داوری‌های سنی، بزرگسال‌سالاری، حذف صدای کودکان و اشکال پنهان تبعیض علیه آنان را هدف قرار دهند.

در این چارچوب، دولت‌ها، نهادهای آموزشی، سازمان‌های بین‌المللی، خانواده‌ها، پژوهشگران و فعالان حقوق کودک باید زبان، قوانین، آیین‌نامه‌ها، روش‌های آموزشی، سازوکارهای حمایتی و رویه‌های تصمیم‌گیری خود را از منظر کودک‌ستیزی بازبینی کنند. چنین بازبینی‌ای مستلزم آن است که مشارکت کودکان جدی گرفته شود، روایت‌های کلیشه‌ای درباره کودکی اصلاح گردد، کارکنان نهادهای مرتبط با کودکان نسبت به تبعیض سنی آموزش ببینند و سازوکارهایی ایجاد شود که کودکان بتوانند بدون ترس، تحقیر یا نادیده گرفته شدن، درباره زندگی خود سخن بگویند.

این فصل کتاب را از یک بحث نظری صرف فراتر می‌برد و آن را به دستورکاری برای تغییر نهادی و اجتماعی تبدیل می‌کند. پیام ادامی این است که اگر می‌خواهیم حقوق کودک واقعاً اجرا شود، باید فقط به نقض‌های آشکار حقوق کودک واکنش نشان ندهیم؛ بلکه باید ساختارهایی را شناسایی و اصلاح کنیم که این نقض‌ها را ممکن، عادی و تکرارشونده می‌سازند.

 

جمع‌بندی

کتاب کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد، اثری مهم، انتقادی و اندیشه‌برانگیز است که خواننده را وادار می‌کند در بسیاری از مفروضات رایج درباره کودکی، حمایت، تربیت و حقوق کودک بازنگری کند. ربکا ادامی در این کتاب نشان می‌دهد که کودکان فقط قربانیان احتمالی خشونت یا دریافت‌کنندگان حمایت نیستند؛ آنان صاحبان حق، تجربه، صدا و عاملیت‌اند. با این حال، ساختارهای بزرگسال‌محور و تبعیض‌های درهم‌تنیده، اغلب مانع از آن می‌شوند که این واقعیت به‌طور کامل به رسمیت شناخته شود.

پیام اصلی کتاب این است که تحقق حقوق کودک، بدون نقد کودک‌ستیزی ممکن نیست. تا زمانی که کودکان به دلیل سنشان کمتر شنیده شوند، کمتر باور شوند، کمتر در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داده شوند و کمتر به‌عنوان کنشگران اجتماعی جدی گرفته شوند، حقوق کودک نیز به‌طور کامل محقق نخواهد شد. از این رو، کتاب ادامی نه تنها برای متخصصان حقوق کودک، بلکه برای معلمان، والدین، سیاست‌گذاران، فعالان مدنی، نهادهای حقوق بشری و همه کسانی که با کودکان و برای کودکان کار می‌کنند، اثری ضروری و قابل تأمل است.

این کتاب ما را با پرسشی ساده اما بنیادین روبه‌رو می‌کند: آیا واقعاً از کودکان حمایت می‌کنیم یا گاهی به نام حمایت، صدای آنان را خاموش می‌سازیم؟

گوگل بوک

Tags: بزرگسال سالاریتبعیضتواناسالاریجنسیت گراییحقوق بشرحقوق کودکاندانشگاه اصفهانربکا ادامیکتاب حقوق بشریکودک ستیزیگروه پژوهشی حقوق بشرنقض حقوق بشر

نوشته های اخیر:

معرفی کتاب: «کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد»، اثر ربکا ادامی

معرفی کتاب: «کودک‌ستیزی، تقاطع‌گرایی و حقوق کودک: افسانه کودکی شاد»، اثر ربکا ادامی

2026-07-01
گزارش خبری: تصویب توافق اسکازو در حمایت از محیط‌ زیست و مدافعان حقوق بشر در برزیل

گزارش خبری: تصویب توافق اسکازو در حمایت از محیط‌ زیست و مدافعان حقوق بشر در برزیل

2026-06-30
تحریم قضات دیوان کیفری بین‌المللی: نمودی از اضمحلال نظم نهادی حقوق بشر

تحریم قضات دیوان کیفری بین‌المللی: نمودی از اضمحلال نظم نهادی حقوق بشر

2026-06-28
مصاحبه تخصصی با برنادت زیدان، وکیل استرالیایی: حقوق بشر در آزمون جنگ ایران (قسمت اول: نسل‌کشی در لبنان؟)

مصاحبه تخصصی با برنادت زیدان، وکیل استرالیایی: حقوق بشر در آزمون جنگ ایران (قسمت اول: نسل‌کشی در لبنان؟)

2026-06-28
گزارش تحلیلی: سیاست امنیت‌محور امارات متحده عربی در قبال منتقدان از منظر نظریه امنیتی‌سازی

گزارش تحلیلی: سیاست امنیت‌محور امارات متحده عربی در قبال منتقدان از منظر نظریه امنیتی‌سازی

2026-06-29
معرفی مقاله: سبز شدن حقوق بشر: تأمل بر شکل‌گیری و تحول «حقوق بشر زیست‌محیطی»

معرفی مقاله: سبز شدن حقوق بشر: تأمل بر شکل‌گیری و تحول «حقوق بشر زیست‌محیطی»

2026-06-22
University of Isfahan
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09203184769
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
University of Isfahan
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09203184769
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
No Result
View All Result
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English

© 2022 تمامی حقوق مادی و معنوی برای گروه پژوهشی چهره دیگر حقوق بشر محفوظ می باشد.