مهسا دینی
دانشآموخته کارشناسیارشد روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی
مفهوم آتانازی (Euthanasia) باتوجهبه ابعاد اخلاقی، حقوقی، پزشکی و مذهبی آن، از پیچیدهترین مسائل پیش روی حقوق بشر محسوب میشود. مسائلی مانند دسترسی به فناوریهای پزشکی مدرن برای طولانی کردن عمر بشر؛ میراث قوانین تاریخی چالشبرانگیز که عموماً آتانازی را رد میکنند؛ پدیده افزایش جمعیت سالمندان و تعداد قابلتوجه افراد مبتلا به بیماریهای ناتوانکننده (مانند ایدز)؛ قوانین حقوقی موجود که این مفهوم را به چالش میکشند و تأثیر نهادهای مذهبی که حیات را مقدس میدانند و پایاندادن عمدی به زندگی را نقض باورهای دینی و حتی دخالت در امور الهی قلمداد میکنند، بررسی اتانازی بهعنوان مفهومی چالشبرانگیز را بااهمیت جلوه میدهد.
پیشینه تاریخی و فلسفی آتانازی
بحث درباره آتانازی به دوران باستان بازمیگردد. اصطلاح آتانازی از واژههای یونانی «eu» (خوب) و «Thanatos» (مرگ) گرفته شده است. یونانیان باستان بیماری سخت و طاقتفرسا را دلیلی موجه برای درخواست مجوز خودکشی برای خود از دولت میدانستند. در این راستا اندیشمندی چون سقراط، درد و رنج ناشی از بیماری را دلیل کافی برای ادامه حیات نمیدانست و معتقد بود افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاج جسمی یا فساد روحی باید آزاد گذاشته شوند تا بمیرند یا زندگی خود را پایان دهند. سقراط خود نیز پس از محکومیت به ارتداد، با نوشیدن شوکران، پیش از اجرای حکم اعدام جان سپرد. همچنین فیلسوفان رواقی، نخستین کسانی بودند که خودکشی را در شرایط بیماری یا محرومیت شدید فردی میپذیرفتند. پس از فتح یونان توسط روم، فلسفه مرگ رواقی بر اندیشه و حقوق آن دوران مسلط شد. در نتیجه قانون روم پایاندادن به زندگی به دلیل جنون، بیماری لاعلاج یا ترس از بیآبرویی را برای انسان مجاز میشمرد (Akhtyrska & Grodetskiy, 2021: 132).
نقش نظامهای قضایی
آتانازی عموماً عملی غیرقانونی محسوب میشود، اما در مقابل شاهد حرکت فزایندهای به سمت قانونیسازی آن، بهویژه در حوزههای قضایی کشورهای غربی هستیم. تلاشهای جدی سیاسی و حقوقی طرفداران آتانازی، این موضوع را به آستانه پذیرش حقوقی رسانده است. بهاینترتیب قوانین مجاز کننده آتانازی داوطلبانه در معدودی از کشورها تصویب شده است و دادگاههای داخلی در سایر کشورها بارها با این پرسش مواجه شدهاند که آیا منافع مرتبط با حق مرگ باید به رسمیت شناخته شود یا خیر (Chekhovska, 2919: 191). در این بین لازم است که نظامهای قضایی در زمینه تفسیر حقوق بنیادین، گام بردارند. به این صورت که دادگاهها باید میان حق حیات (ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی) و حق حریم خصوصی و استقلال فردی (ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر) توازن برقرار کنند.
بهعنوانمثال در آلبانی، مرگ ناشی از آتانازی یک جرم کیفری محسوب شده و نقض حق حیات تلقی میگردد. بااینحال، قوانین اخلاق پزشکی این کشور موادی دارند که اجازه نوعی مداخله (موسوم به آتانازی غیرفعال) را میدهند و تصمیمگیری در این باره به صلاحدید پزشک واگذار شده است. در پرونده پرتی علیه بریتانیا (۲۰۰۲) نیز دادگاه اروپایی حقوق بشر حکم داد که ممنوعیت کمک به خودکشی، نقض حق حریم خصوصی (ماده ۸) نیست، زیرا دولت حق دارد با این ممنوعیت از افراد آسیبپذیر در برابر سوءاستفاده، محافظت کند. همچنین در پرونده کارتر علیه کانادا (۲۰۱۵)، دیوان عالی کانادا با استناد به «حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی»، ممنوعیت کمک پزشکی به مردن را مغایر با کرامت بیماران لاعلاج دانست و آن را لغو کرد (Shala & Gusha, 2016: 15).
در مقابل در کشورهایی مانند هلند و بلژیک، ایجاد چارچوبهای قانونی جدید صورت گرفته است، به این صورت که دادگاهها پیشگام شناسایی حق آتانازی داوطلبانه بودهاند و پارلمانها را به تصویب قوانین جدید ملزم کردهاند. در این زمینه شرایطی معمول در قوانین مانند بیماری لاعلاج با درد غیرقابلتحمل، رضایت آگاهانه و مکرر بیمار، تأیید حداقل دو پزشک مستقل، برای اجرای آتانازی در نظر گرفته شده است. گفتنی است آتانازی غیرفعال (قطع درمان حیاتی) در بسیاری از نظامها پذیرفته و معقولتر از آتانازی فعال (تزریق داروی کشنده) تلقی میگردد. حتی در کشورهایی که آتانازی در آنها ممنوع شده است، پزشکان گاه با استناد به «دکترین دوگانه اثر» (تسکین درد نه کشتن)، آتانازی غیرمستقیم را عملی میکنند.
اتانازی بهمثابه یک حق انسانی؟
طرفداران اتانازی استدلال میکنند که احترام به انتخاب بیماران درباره چگونگی مرگ خود، به حفظ کرامت آنان کمک میکند. این دیدگاه در تقابل با مواضعی مانند حکم پرونده «آر وی مارتین» قرار دارد که بر تقدس زندگی تأکید کرده است و هرگونه حق قانونی برای دریافت کمک به مردن را انکار مینماید.
بهعلاوه استدلالهای حقوق بشری متعددی برای بهرسمیتشناختن آتانازی مطرح شده است، از جمله:
- حق حیات و انتخاب: استدلال میشود که حق حیات شامل حق انتخاب برای نزیستن نیز میشود. ازاینرو درخواست آتانازی ممکن است با این تفسیر از حق حیات سازگار تلقی گردد.
- استقلال شخصی و کرامت انسانی: تصمیم به پایان زندگی، مرتبط با کرامت انسانی، استقلال شخصی و امنیت بنیادین است. این مفاهیم، مفاهیمی هستند که در اسناد بینالمللی حقوق بشر حمایت شدهاند. اگرچه تفسیر «حق آزادی و امنیت شخصی» تاکنون عمدتاً محدود به آزادی از بازداشت خودسرانه بوده، ایده استقلال شخصی میتواند بر توسعه آینده حقوق بشر تأثیر بگذارد.
- حق حریم خصوصی: ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (حق احترام به حریم خصوصی) بهعنوان مبنایی برای دفاع از حق بیمار در درخواست کمک به مردن پیشنهاد شده است. همچنین دادگاه اروپایی حقوق بشر پذیرفته است که قوانین بازدارنده از این انتخاب، ممکن است با حق حریم خصوصی تداخل داشته باشند. بااینحال، این حق مطلق نیست و مشروط بهضرورت حمایت از سلامت، اخلاق یا حقوق دیگران در یک جامعه دموکراتیک است (همانند ماده ۸ (۲) کنوانسیون و ماده ۱۷ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی).
- حق عدم تبعیض: در (ماده ۱۹ کنوانسیون اروپا/ ماده ۲۱ منشور حقوق بشر) استدلال شده است که ممنوعیت کمک پزشک به خودکشی، بیماران دارای معلولیتهای جسمی یا روانی شدید را که قادر به پایاندادن مستقل به زندگی نیستند، به نحو تبعیضآمیزی متأثر میسازد. هرچند دادگاه اروپایی، چنین تبعیضی را در صورت وجود توجیه قانعکننده (مانند ضرورت حمایت از آسیبپذیران) موجه دانسته است. از طرف دیگر استدلالهای مبتنی بر حق آزادی اندیشه و وجدان (ماده ۹ کنوانسیون اروپا) یا ممنوعیت رفتار ظالمانه و تحقیرآمیز (ماده ۳) در زمینه آتانازی عموماً پذیرفته نشدهاند یا کمتر مطرح میشوند.
چالشها و ملاحظات کلیدی
قوانین فعلی آتانازی عمدتاً با هدف محافظت از جان انسانها بهویژه افراد آسیبپذیر (سالمندان، بیماران روانی، افراد تحتفشار) و پیشگیری از سوءاستفاده (توسط پزشکان، خانوادهها یا نهادها) طراحی شدهاند. در مقابل بحث آتانازی درگیر تعارضات عمیق فلسفی، مذهبی و اجتماعی درباره ارزش و معنای زندگی، فضیلت تحمل رنج و تابوهای اجتماعی علیه خودکشی است که حقوق بشر بهتنهایی قادر به حل آنها نیست.
در مقابل قوانین آتانازی باید شامل ارزیابی روانشناختی بیمار و بررسی نبود فشار خارجی باشد، چرا که فشارهای اقتصادی، اجتماعی یا خانوادگی ممکن است بیماران را به انتخاب مرگ سوق دهد. همچنین ممکن است سوءاستفادههایی چون تبدیل آتانازی به راهحل کمهزینه برای نظامهای درمانی، گسترش دامنه آتانازی به بیماران روانی یا سالمندان بدون رضایت واقعی، انتقادها به افزایش موارد آتانازی در بیماران افسرده یا مبتلا به زوال عقل، در این زمینه صورت بگیرد. در مجموع آتانازی چالشهایی فراملی را نیز ایجاد میکند. بهعنوانمثال مهاجرت از کشورهای ممنوعکننده آتانازی به کشورهایی که آن را مجاز میشمارند، مسئله نابرابری در دسترسی به حق مرگ را در جوامع پیش میکشد. فقدان اجماع جهانی در ارائه تعریفی واحد از آتانازی، ابعاد فرهنگی-مذهبی و پذیرش آن نیز، این قانون را در معرض سؤالات گوناگون قرار میدهد.
جمعبندی
علیرغم ممنوعیت عمومی آتانازی، روند روبهرشدی برای قانونیسازی آن، بهویژه در کشورهای اروپایی، مشاهده میشود. دادگاههای ملی و بینالمللی (مانند دادگاه اروپایی حقوق بشر) بهکرات با درخواستهای بررسی حق مرگ مواجه میشوند. اگرچه حقوق بشر بینالمللی صراحتاً حق مردن را بهعنوان یک حق مستقل به رسمیت نمیشناسد، اما اصولی مانند استقلال شخصی و حریم خصوصی، فضای استدلالی برای توسعه احتمالی آن را فراهم میکند. بهاینترتیب بهرسمیتشناختن چنین حقی در آینده در برخی کشورها، مستلزم ایجاد چارچوبهای حقوقی محکم با تضمینهای کافی برای جلوگیری از سوءاستفاده و حمایت از آسیبپذیران است. در نهایت، باید پذیرفت که حقوق بشر هرچند نقش مهمی در این گفتمان ایفا میکند، پاسخگوی تمامی نگرانیهای اخلاقی، مذهبی و اجتماعی پیچیدهای که آتانازی برمیانگیزد، نخواهد بود؛ بنابراین مناقشات حول ارزش حیات و قابلیت تحمل رنج بهعنوان پرسشهایی بنیادین، فراتر از حلوفصل صرف حقوقی باقی خواهند ماند.
منابع
- Chekhovska, I. V., Balynska, O. M., Blahuta, R. I., Sereda, V. V., & Mosondz, S. O. (2019). Euthanasia or palliative care: legal principles of the implementation in the context of the realization of human rights to life. Wiad Lek, 72(4), 677–81. From: https://www.academia.edu/download/87065460/wlek201904136.pdf#page=171
- Shala, I., & Gusha, K. (2016). The debate over Euthanasia and human rights. European Scientific Journal, 12. From: https://core.ac.uk/download/pdf/328025369.pdf
- Akhtyrska, N. M., & Grodetskiy, Y. V. (2021). The right to life from the point of view of personal autonomy in decision-making on euthanasia (review of the ECHR practice and the legislation of selected countries). Wiadomości Lekarskie, 3108. From: https://www.academia.edu/download/101421226/wlek202111206.pdf#page=252






