Close
Skip to main content

Human Rights Institute

HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
حمایت مالی
HRIUI
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English
Black

معرفی مقاله: «صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی»

اثر سارا الاین ایتون

1405-05-19
معرفی مقاله: «صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی»

Image: HRIUI ©

عنوان مقاله: صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی: اولویت‌بخشی به حقوق بشر، کرامت انسانی و عدالت (Future-proofing integrity in the age of artificial intelligence and neurotechnology prioritizing human rights, dignity, and equity)

نویسنده: سارا الاین ایتون (Sarah Elaine Eaton)

مجله: International Journal for Educational Integrity

سال انتشار: 2024

گسترش هوش مصنوعی مولد، فناوری‌های نظارتی و فناوری‌های عصبی، تنها شیوه آموزش، پژوهش و ارزیابی را دگرگون نکرده است؛ این تحولات پرسش بنیادی‌تری را نیز پیش روی دانشگاه‌ها قرار داده‌اند: در تلاش برای حفظ درستکاری علمی، تا کجا می‌توان پیش رفت بی‌آنکه حقوق و کرامت افراد قربانی شود؟ اتهام سرقت علمی، تقلب یا دیگر اشکال سوءرفتار دانشگاهی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از یک نمره یا پرونده انضباطی داشته باشد و آینده تحصیلی، حرفه‌ای، اعتبار اجتماعی و حتی حیثیت فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد. از همین رو، نحوه تشخیص، بررسی و مجازات تخلفات علمی خود مسئله‌ای حقوق بشری می‌باشد.

در همین راستا، مقاله «صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی»، از همین نقطه استدلال می‌کند که سیاست‌های مربوط به اخلاق و درستکاری علمی نباید حقوق بشر را عنصری الحاقی و متأخر بدانند؛ بلکه کرامت انسانی، دادرسی منصفانه، حریم خصوصی، منع تبعیض، برابری و حق آموزش باید از همان ابتدا در معماری این سیاست‌ها جای گیرند. مقاله مزبور این رویکرد را «حقوق بشر در طراحی» (Human Rights by Design) می‌نامد و نشان می‌دهد که چنین نگاهی نه به معنای کاهش استانداردهای علمی یا مدارا با تخلف، بلکه راهی برای ایجاد نظام‌هایی منصفانه‌تر، مشروع‌تر و در نهایت مستحکم‌تر در حوزه اخلاق و درستکاری است. در ادامه، مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش به‌صورت ساختارمند مرور می‌شود.


 

مقدمه

تحولات سریع هوش مصنوعی و دیگر فناوری‌های پیشرفته، دانشگاه‌ها را با مسائل تازه‌ای در حوزه آموزش، ارزیابی و صیانت از درستکاری علمی مواجه کرده است. نگرانی درباره استفاده نامناسب از هوش مصنوعی، گسترش ابزارهای نظارتی و دشواری تشخیص اشکال جدید تخلف، بسیاری از مؤسسات آموزشی را به بازنگری در سیاست‌ها و سازوکارهای انضباطی خود واداشته است. بااین‌حال، تمرکز صرف بر کشف و مجازات تخلف می‌تواند پرسشی اساسی‌تر را به حاشیه ببرد: آیا خودِ شیوه رسیدگی به تخلفات با حقوق و کرامت انسانی افراد سازگار است؟

این پرسش از آنجا اهمیت می‌یابد که درستکاری علمی تنها مسئله‌ای درباره حفظ استانداردهای آموزشی نیست، بلکه با نحوه برخورد نهادها با انسان‌هایی ارتباط دارد که ممکن است در معرض اتهام، تحقیق یا مجازات قرار گیرند. فرض بی‌گناهی، حق برخورداری از فرایندی منصفانه، حفاظت از حریم خصوصی، منع تبعیض و حق آموزش، همگی می‌توانند در چنین فرایندهایی در معرض محدودیت قرار گیرند. ظهور هوش مصنوعی و فناوری‌های نظارتی نیز این تنش را تشدید کرده است؛ زیرا ابزارهایی که با هدف حفاظت از اعتبار علمی به کار گرفته می‌شوند، در صورت استفاده نادرست خود می‌توانند منشأ بی‌عدالتی، نظارت افراطی یا تصمیم‌گیری نادرست باشند.

از این منظر، مسئله اصلی دیگر صرفاً این نیست که دانشگاه چگونه می‌تواند تخلف را بهتر شناسایی و کنترل کند؛ بلکه باید پرسید چگونه می‌توان هم‌زمان از درستکاری علمی و حقوق انسانی افراد حفاظت کرد؟ مقاله سارا الاین ایتون تلاش می‌کند پاسخ این پرسش را با قرار دادن حقوق بشر در مرکز سیاست‌های اخلاق و درستکاری جست‌وجو کند و نشان دهد که آینده‌نگر کردن این نظام‌ها بیش از آنکه به ابزارهای سخت‌گیرانه‌تر وابسته باشد، به طراحی منصفانه‌تر و انسان‌محورتر آن‌ها نیاز دارد.

 

وقتی آینده یک فرد در گرو یک اتهام قرار می‌گیرد

مقاله فوق با تصویری تأمل‌برانگیز آغاز می‌شود؛ فردی را تصور کنید که تمام آینده تحصیلی او نه به دلیل فقدان توانایی یا تلاش، بلکه در نتیجه نظامی غیرشفاف و انعطاف‌ناپذیر در معرض خطر قرار گرفته است؛ نظامی که شرایط فردی و حقوق او را در نظر نمی‌گیرد. ایتون تأکید می‌کند که برای برخی کسانی که به سرقت علمی، تقلب یا دیگر اشکال تخلف متهم می‌شوند، چنین وضعیتی صرفاً یک سناریوی فرضی نیست، بلکه واقعیتی است که می‌تواند پیامدهایی عمیق و ماندگار بر زندگی آنان برجای بگذارد.

در برابر این وضعیت، نویسنده تصویری متفاوت ارائه می‌کند: محیط آموزشی‌ای که در آن درستکاری دانشگاهی، درستکاری پژوهشی، قواعد رفتاری و حقوق بشر در تعارض با یکدیگر قرار ندارند، بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند. از همین نقطه، پرسش اصلی مقاله شکل می‌گیرد: آیا می‌توان استانداردهای جدی اخلاقی و علمی را حفظ کرد، بدون آنکه افرادی که به تخلف متهم شده‌اند از کرامت، انصاف و حقوق بنیادین خود محروم شوند؟

 

از «تقلب» و «سرقت علمی» تا مفهوم گسترده‌تر تخلف

یکی از نخستین مسائل مقاله مذکور، آشفتگی اصطلاح‌شناختی در این حوزه است. در ادبیات آموزشی و حرفه‌ای از واژگانی مانند «عدم صداقت دانشگاهی»، «سرقت علمی»، «تخلف دانشگاهی» و «تقلب» استفاده می‌شود؛ در برخی نظام‌های دانشگاهی نیز مفهوم «کد افتخار» یا «نظام افتخار» جایگاه مهمی دارد. در کنار آن‌ها، حوزه «تخلف پژوهشی» قرار می‌گیرد که رفتارهایی همچون دست‌کاری داده‌ها، جعل و ساخت داده یا نقض اخلاق انتشار را در بر می‌گیرد. رفتارهایی مانند آزار، زورگویی و بی‌نزاکتی حرفه‌ای نیز اشکال دیگری از سوءرفتار در محیط علمی و کاری‌اند.

ایتون برای گرفتار نشدن در این پراکندگی اصطلاحی، در سراسر مقاله از مفهوم عام «تخلف» استفاده می‌کند؛ مفهومی که می‌تواند دانشجویان، پژوهشگران، استادان و سایر کارکنان را شامل شود. هدف او از این انتخاب، ایجاد چارچوبی فراگیر است تا مسئله اصلی مقاله، یعنی نسبت میان رسیدگی به تخلفات و حقوق بشر، محدود به یک گروه یا یک نوع خاص از سوءرفتار باقی نماند.

 

حلقه مفقوده؛ چرا از حقوق بشر در پرونده‌های تخلف سخن نمی‌گوییم؟

به باور ایتون، در محیط‌های علمی و آموزشی معمولاً تخلف و حقوق بشر در دو قلمرو جداگانه بررسی می‌شوند. درباره سرقت علمی، تقلب، تخلف پژوهشی و نظام‌های انضباطی ادبیات فراوانی وجود دارد، اما ارتباط میان تحقیق درباره تخلف، مدیریت پرونده و حقوق انسانی فرد متهم کمتر به‌طور جدی موضوع بحث قرار گرفته است. این خلأ زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اتهام پیش از تکمیل یک رسیدگی منصفانه وارد عرصه عمومی شود. نویسنده برای نشان دادن این مسئله به پرونده‌های کلودین گی، رئیس پیشین دانشگاه هاروارد و فرانچسکا جینو، استاد هاروارد، اشاره می‌کند. در هر دو مورد، بحث درباره اتهامات علمی پیش از پایان فرایند کامل رسیدگی به فضای عمومی و رسانه‌ای کشیده شد و دادگاه افکار عمومی در تعیین سرنوشت یا دست‌کم شکل دادن به آن نقش پیدا کرد.

برای ایتون، مسئله صرفاً دفاع یا محکوم کردن افراد خاص نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا در چنین فرایندهایی کرامت، منع تبعیض، حیثیت و فرض بی‌گناهی همچنان رعایت می‌شوند؟ رسواسازی عمومی فرد پیش از تکمیل یک رسیدگی عادلانه می‌تواند خود به شکلی از آسیب بدل شود که حتی در صورت تغییر نتیجه پرونده، به‌آسانی قابل جبران نیست.

 

بازخوانی تخلفات دانشگاهی از دریچه اعلامیه جهانی حقوق بشر

بخش مهمی از مقاله به بازخوانی سیاست‌های مربوط به تخلفات از منظر اعلامیه جهانی حقوق بشر اختصاص دارد. ایتون به‌جای سخن گفتن کلی از حقوق بشر، چند ماده مشخص این اعلامیه را انتخاب می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک چه نسبتی با فرایند رسیدگی به تخلفات علمی و حرفه‌ای دارند.

اصل کرامت برابر انسان‌ها در ماده ۱، از نظر او اقتضا می‌کند که حتی فردی که به تخلف متهم شده است، پیش و حین رسیدگی شأن انسانی خود را از دست ندهد. ایتون به‌طور انتقادی یادآور می‌شود که با وجود جایگاه محوری «کرامت» در اعلامیه جهانی، این مفهوم به‌ندرت به‌صراحت در سیاست‌های دانشگاهی مربوط به درستکاری، تخلفات پژوهشی یا رفتار حرفه‌ای دیده می‌شود.

ماده ۵ و منع رفتار یا مجازات تحقیرآمیز نیز وجه دیگری از همین مسئله را آشکار می‌کند. نویسنده در این زمینه به نمونه‌ای افراطی در کانادا اشاره می‌کند که در آن استادی، دانشجویانی را که به سرقت علمی مظنون می‌دانست، شخصاً تنبیه فیزیکی کرده بود. نمونه‌ای که از نظر ایتون یادآور یک اصل بدیهی اما مهم است: وجود تخلف می‌تواند پیامد داشته باشد، اما هیچ تخلفی مجوز رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز ایجاد نمی‌کند.

ماده ۷ و اصل منع تبعیض نیز دانشگاه‌ها را با پرسش دشواری روبه‌رو می‌کند: چه کسانی بیشتر گزارش می‌شوند و چه کسانی ممکن است با یک تذکر غیررسمی از فرایند انضباطی خارج شوند؟ نویسنده با اشاره به بیش‌نمایی برخی گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده در گزارش‌های تخلف، خواستار بررسی داده‌های جمعیت‌شناختی پرونده‌ها می‌شود تا امکان تبعیض، نظارت بیش‌ازحد بر برخی گروه‌ها و اعمال نابرابر مجازات‌ها شناسایی شود.

در ادامه، ماده ۱۰ درباره رسیدگی منصفانه، ماده ۱۱ درباره فرض بی‌گناهی، ماده ۱۲ درباره حریم خصوصی و حیثیت و ماده ۲۶ درباره حق آموزش وارد بحث می‌شوند. مجموعه این مواد، در نگاه ایتون، یک پیام مشترک دارند: فردی که با اتهام تخلف مواجه است، به دلیل همین اتهام از حقوق انسانی خود محروم نمی‌شود.

 

هوش مصنوعی و خطر تبدیل «ظن» به «اثبات»

جایی که مقاله بیشترین تماس را با تحولات فناورانه امروز پیدا می‌کند، بحث هوش مصنوعی می‌باشد. ورود چت جی پی تی و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مسئله تخلف دانشگاهی را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دانشگاه‌ها تبدیل کرده است. اما ایتون هشدار می‌دهد که در فضای نگرانی از تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی، ممکن است یکی از بنیادی‌ترین اصول حقوقی نادیده گرفته شود؛ فرد تا زمانی که تخلف او اثبات نشده است، باید بی‌گناه فرض شود.

نویسنده از موقعیتی آشنا سخن می‌گوید؛ استادی که بر اساس برخی ویژگی‌های متن مطمئن است دانشجو از چت جی پی تی استفاده کرده و اکنون به دنبال راهی برای اثبات پیش‌فرض خود می‌گردد. مسئله از نظر ایتون این است که پژوهش‌ها درباره ابزارهای تشخیص متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی، محدودیت‌های جدی این ابزارها را نشان داده‌اند؛ به همین دلیل نمی‌توان خروجی چنین سامانه‌هایی را بی‌چون‌وچرا مبنای محکومیت یک فرد قرار داد. از این هم بنیادی‌تر، مقاله تأکید می‌کند که هر نوع استفاده از هوش مصنوعی به‌خودی‌خود مصداق تخلف نیست. پیش از داوری درباره رفتار دانشجو باید قواعد، زمینه استفاده، نوع تکلیف و شواهد موجود بررسی شود. بدین ترتیب، هوش مصنوعی نباید زمینه عبور از اصل برائت یا جایگزین شدن ظن فناورانه با فرایند عادلانه رسیدگی شود.

 

حقوق بشر در طراحی؛ حقوق بشر نه در پایان، بلکه از نقطه آغاز

مفهوم محوری مقاله «حقوق بشر در طراحی» است. ایتون این مفهوم را از مباحث شورای اروپا درباره فناوری‌های نوین می‌گیرد و آن را از طراحی خود فناوری به طراحی سیاست‌های دانشگاهی گسترش می‌دهد. در این رویکرد، حقوق بشر چیزی نیست که پس از تدوین یک سیاست یا ایجاد یک فناوری به آن افزوده شود. به بیان دیگر، ابتدا نظامی سخت‌گیرانه طراحی نمی‌شود تا سپس بررسی کنیم آیا می‌توان اندکی حریم خصوصی، انصاف یا کرامت نیز به آن افزود. برعکس، حقوق بشر باید نقطه آغاز طراحی سیاست، حکمرانی و عمل باشد.

برای سیاست‌های مربوط به تخلف، این رویکرد دست‌کم مستلزم پنج اصل است: برخورداری فرد از فرایند منصفانه و حق شنیده‌شدن؛ حفاظت از حریم خصوصی و داده‌های شخصی؛ منع تبعیض و توجه به عدالت، شمول و دسترس‌پذیری؛ احترام به تفاوت‌های فرهنگی و نیازهای متنوع یادگیری؛ و حفظ اصل برائت.

در عبارتی که می‌توان آن را چکیده اخلاقی مقاله دانست، این رویکرد «انسان را بر مجازات، کرامت را بر سخت‌گیری افراطی و شفقت را بر بی‌اعتنایی» مقدم می‌دارد. اما این تقدم، در منطق نویسنده، هرگز به معنای کنار گذاشتن استانداردهای اخلاقی یا چشم‌پوشی از تخلف نیست.

 

 

عدالت رویه‌ای؛ متهم نیز حق شنیده‌شدن دارد

یکی از نخستین عرصه‌های عملی «حقوق بشر در طراحی»، عدالت رویه‌ای است. شخصی که با اتهام تخلف روبه‌رو می‌شود باید بداند به چه چیزی متهم شده، بر اساس چه قواعدی پرونده او بررسی می‌شود و چگونه می‌تواند از خود دفاع کند. از این منظر، ایتون بر چند تضمین اساسی تأکید دارد: سیاست‌ها و رویه‌ها باید روشن و قابل دسترس باشند؛ اتهام باید به‌موقع و با جزئیات کافی به فرد اطلاع داده شود؛ امکان ارائه توضیح و شواهد نزد مرجعی بی‌طرف وجود داشته باشد؛ فرد بتواند به تصمیم اعتراض کند؛ و در فرایند رسیدگی از حمایت یا نمایندگی مناسب برخوردار باشد. بنابراین، هدف تنها رسیدن به یک نتیجه درست نیست؛ مسیر رسیدن به نتیجه نیز باید عادلانه باشد. حتی تصمیمی که از نظر ماهوی صحیح است، اگر در فرایندی مبهم، یک‌جانبه و فاقد امکان دفاع اتخاذ شود، با رویکرد حقوق‌بشری مورد نظر مقاله سازگار نخواهد بود.

 

حریم خصوصی در برابر دانشگاه ناظر

فناوری دیجیتال امکان نظارت بر دانشجویان را به شکلی فراهم کرده که در گذشته تصور آن دشوار بود. آزمون‌های آنلاین می‌توانند با نرم‌افزارهایی همراه شوند که تصویر، صدا، محیط اتاق یا فعالیت دیجیتال فرد را ثبت می‌کنند. اما آیا حفاظت از امنیت آزمون، هر نوع نظارتی را توجیه می‌کند؟

پاسخ ایتون منفی است. او نمی‌گوید امنیت ارزیابی اهمیتی ندارد، بلکه خواستار یافتن راه‌هایی است که هم امنیت آزمون را حفظ کنند و هم حریم خصوصی را قربانی نسازند. داده‌ها باید تنها به اندازه‌ای جمع‌آوری شوند که برای هدف مشخص ضرورت دارد؛ دانشجویان باید بدانند چه اطلاعاتی درباره آنان گردآوری می‌شود و این اطلاعات چگونه مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ و تا حد ممکن باید از فناوری‌هایی استفاده شود که حریم خصوصی را بهتر حفظ می‌کنند. بر همین اساس، نویسنده استفاده از فناوری‌هایی را که به حریم خصوصی دانشجو تعرض می‌کنند، تنها در شرایط محدود و ضروری قابل دفاع می‌داند و پیشنهاد می‌کند مؤسسات پیش از توسل به نظارت فراگیر، راه‌های جایگزین برای تأمین امنیت ارزیابی را جدی بگیرند.

 

عدالت، تنوع و این پرسش که چه کسی بیشتر زیر ذره‌بین است؟

یک سیاست خاص ممکن است در ظاهر برای همه یکسان باشد، اما آثار آن برای همه یکسان نباشد. این نکته یکی از محورهای مهم مقاله در بحث عدالت، تنوع، شمول، دسترس‌پذیری، استعمارزدایی و فرهنگ است.

دانشجویان بین‌المللی، دانشجویان نسل اول، افراد دارای معلولیت یا کسانی که از سنت‌های متفاوت آموزشی و معرفتی می‌آیند، ممکن است پیش‌زمینه یکسانی درباره قواعد استناد، نویسندگی یا هنجارهای محلی دانشگاه نداشته باشند. نویسنده معتقد است پاسخ عادلانه به این تفاوت‌ها نه پایین آوردن استانداردها، بلکه توضیح بهتر قواعد، فراهم کردن حمایت متناسب و مشارکت دادن خود گروه‌های ذی‌نفع در سیاست‌گذاری است. اصل «هیچ چیز درباره ما، بدون ما» در همین زمینه وارد مقاله می‌شود. اگر یک گروه بیش از دیگران در آمار پرونده‌های تخلف حضور دارد، صرفاً نباید موضوع مطالعه یا کنترل باشد؛ نمایندگان آن گروه باید در طراحی، بازنگری و اجرای سیاست‌هایی که مستقیماً بر آنان اثر می‌گذارد نیز نقش داشته باشند.

 

آموزش به جای مجازات؛ از انضباط به یادگیری

یکی از روشن‌ترین تمایزهای رویکرد پیشنهادی مقاله با سیاست‌های صرفاً انضباطی، اولویت دادن به آموزش بر مجازات است. تخلف لزوماً نباید فقط فرصتی برای تنبیه تلقی شود؛ در بسیاری از موارد می‌تواند نقطه‌ای برای یادگیری، اصلاح و بازگشت مسئولانه فرد به جامعه علمی باشد.

ایتون پیشنهادهایی مانند آموزش اجباری درباره درستکاری، دسترسی آسان به منابع مربوط به استناد و نگارش علمی، برنامه‌های راهنمایی همتایان و خدمات حمایتی برای دانشجویان در معرض دشواری‌های تحصیلی را مطرح می‌کند. در چنین الگویی، فردی که مسئول یک تخلف شناخته شده است ممکن است به جای مواجهه فوری با شدیدترین مجازات انضباطی، موظف شود دوره آموزشی طی کند، با یک مربی همکاری کند و مسئولیت رفتار خود را بپذیرد.

این نگاه به رویکردهای عدالت ترمیمی نزدیک می‌شود؛ رویکردی که به جای محدود کردن پاسخ نهادی به «چه مجازاتی باید اعمال شود؟»، می‌پرسد چگونه می‌توان آسیب را فهمید، مسئولیت را پذیرفت و امکان بازسازی رابطه فرد با محیط آموزشی را فراهم کرد.

 

برابری یا عدالت؟ یکسان رفتار کردن همیشه عادلانه نیست

ایتون میان دو مفهوم نزدیک اما متفاوت، یعنی برابری و عدالت، تفکیک مهمی برقرار می‌کند. برابری یعنی قواعد و فرایندهای پایه برای همه یکسان اعمال شوند. این اصل ضروری است، اما به‌تنهایی کافی نیست؛ زیرا افراد از موقعیت‌های کاملاً یکسان وارد نظام آموزشی نمی‌شوند. عدالت در معنای مورد نظر مقاله، مستلزم توجه به زمینه‌های متفاوت افراد است؛ توانایی‌ها، میزان دسترسی به منابع، پیشینه فرهنگی، تجربه آموزشی و آشنایی آنان با قواعد دانشگاهی. در نتیجه، ممکن است برای رسیدن به فرصتی واقعاً برابر، برخی افراد به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.

بااین‌حال، نویسنده عدالت را جایگزین برابری نمی‌کند. راه‌حل او ترکیب این دو است: استانداردهای پایه اخلاقی باید برای همه ثابت بمانند، اما حمایت‌ها و ملاحظات لازم می‌توانند متناسب با شرایط افراد متفاوت باشند. زمینه پرونده باید در تصمیم‌گیری دیده شود و اقدامات اتخاذشده برای تحقق عدالت نیز باید شفاف و قابل توجیه باشند. به این ترتیب، نظامی شکل می‌گیرد که هم از سازگاری قواعد حفاظت می‌کند و هم تفاوت‌های واقعی میان افراد را نادیده نمی‌گیرد.

 

حق آموزش و مرز مجازات

مقاله در یکی از تأمل‌برانگیزترین بخش‌های خود این پرسش را مطرح می‌کند: اگر آموزش یک حق بشری است، اخراج دانشجو به دلیل تخلف چه نسبتی با این حق دارد؟

ایتون پاسخ ساده‌ای ارائه نمی‌کند. او می‌پذیرد که در برخی موارد، پس از طی فرصت‌های متعدد برای اصلاح رفتار، تعلیق یا اخراج ممکن است آخرین راه باقی‌مانده باشد؛ همچنین وضعیت آموزش اجباری با آموزش عالی داوطلبانه یکسان نیست. اما خود طرح پرسش اهمیت دارد: آیا نظام‌های مبتنی بر انضباط تصاعدی که در آن مجازات با تکرار تخلف شدیدتر می‌شود و در نهایت می‌تواند به اخراج منجر شود، به اندازه کافی حق آموزش را در نظر می‌گیرند؟

از نگاه حقوق‌بشری، مجازات باید متناسب باشد و تا حد امکان مسیر ادامه آموزش را بی‌دلیل مسدود نکند. از همین رو، نویسنده خواستار توجه بیشتر به راه‌حل‌های ترمیمی و در مواردی آشتی‌جویانه است؛ راه‌حل‌هایی که فرد را صرفاً متخلف نمی‌بینند، بلکه او را انسانی می‌دانند که همچنان دارای کرامت، ظرفیت یادگیری و حق برخورداری از فرصت اصلاح است.

 

هفت گام برای آینده‌نگر کردن نظام درستکاری

مزیت مقاله ایتون این است که بحث را در سطح اصول اخلاقی باقی نمی‌گذارد. بخش پایانی، یک برنامه هفت‌گانه عملی برای سازمان‌ها و مؤسسات آموزشی ارائه می‌کند تا رویکرد حقوق‌بشری را وارد سیاست و عمل کنند.

نخست، سیاست‌های موجود باید از منظر «حقوق بشر در طراحی» بازبینی شوند و اصولی مانند فرایند منصفانه، حریم خصوصی، عدالت و کرامت به‌صراحت وارد آن‌ها شود. دوم، آموزش و حمایت نباید مقطعی باشد؛ دانشگاه‌ها به آموزش مستمر استادان، کارکنان و دانشجویان و حتی ساختارهای متمرکز و پایدار برای ترویج اخلاق و درستکاری نیاز دارند. سوم، فرایندهای رسیدگی باید شفاف، چندمرحله‌ای و برخوردار از امکان اعتراض و نمایندگی مناسب باشند.

چهارم، حفاظت از حریم خصوصی مستلزم محدودکردن فناوری‌های نظارتی، ارائه گزینه‌های جایگزین و شفافیت درباره داده‌های جمع‌آوری‌شده است. پنجم، دانشگاه‌ها باید ظرفیت نهادی خود را در حوزه عدالت، تنوع، شمول، دسترس‌پذیری، استعمارزدایی و بومی‌سازی ارتقا دهند و داده‌های پرونده‌های تخلف را برای کشف الگوهای تبعیض یا نظارت بیش‌ازحد بررسی کنند. ششم، سیاست‌ها باید دائماً ارزیابی و بهبود یابند و اجرای منصفانه و سازگار آن‌ها از طریق بازبینی‌های دوره‌ای تضمین شود. و سرانجام، سازمان باید فراتر از مقررات، فرهنگی از اخلاق و درستکاری ایجاد کند؛ فرهنگی که گفت‌وگو درباره مسائل اخلاقی در برنامه درسی و زندگی روزمره دانشگاه حضور داشته باشد و رفتارهای نمونه نیز مورد شناسایی و تشویق قرار گیرند.

 

نتیجه‌گیری

پیام نهایی مقاله ساده اما بنیادین می‌باشد: حفاظت از حقوق بشر و حفظ استانداردهای درستکاری علمی دو هدف رقیب نیستند. برای جدی گرفتن تخلف لازم نیست کرامت متهم را نادیده گرفت، حریم خصوصی او را بی‌حدوحصر محدود کرد، پیش از رسیدگی او را گناهکار دانست یا آموزش را صرفاً به ابزاری برای مجازات تبدیل کرد. برعکس، نظامی که تخلف را در فرایندی منصفانه، شفاف، غیرتبعیض‌آمیز و انسانی بررسی می‌کند، می‌تواند از مشروعیت و اعتبار بیشتری برخوردار باشد.

در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی، اهمیت این موضوع دوچندان است. سرعت تحولات فناورانه چنان بالاست که مقررات و سیاست‌های دانشگاهی همواره در معرض عقب‌ماندن از فناوری قرار دارند. ایتون راه‌حل را در تعقیب بی‌پایان هر ابزار تازه با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها نمی‌بیند، بلکه پیشنهاد می‌کند نهادها بر مجموعه‌ای از اصول پایدار تکیه کنند: کرامت، انصاف، حریم خصوصی، برابری، عدالت، حق آموزش و فرض بی‌گناهی.

به همین دلیل، «حقوق بشر در طراحی» در این مقاله چیزی بیش از یک توصیه درباره هوش مصنوعی است. این مفهوم پیشنهاد بازاندیشی در خود فلسفه سیاست‌گذاری درباره اخلاق و درستکاری است: به جای آنکه انسان پس از طراحی نظام به آن افزوده شود، انسان و حقوق او باید نقطه آغاز طراحی نظام باشند. چنین رویکردی، به تعبیر مقاله، نه استانداردهای علمی را تضعیف می‌کند و نه راه را برای تخلف باز می‌گذارد؛ بلکه با پرورش آگاهی اخلاقی و احترام به شخصیت انسانی، پایه‌های فرهنگ درستکاری را مستحکم‌تر می‌سازد.

در نهایت، مقاله یادآور می‌شود که دانشجویان صرفاً «یادگیرنده» و استادان و کارکنان صرفاً «اعضای سازمان» نیستند؛ آنان پیش از هر چیز انسان‌هایی صاحب حق‌اند. اگر فناوری‌ها هر روز تغییر می‌کنند، کرامت انسانی می‌تواند همان اصل ثابتی باشد که نظام‌های آموزشی را در مواجهه با آینده هدایت می‌کند.


 

پی‌نوشت

Eaton, Sarah Elaine. (2024). “Future-proofing integrity in the age of artificial intelligence and neurotechnology: prioritizing human rights, dignity, and equity.” International Journal for Educational Integrity, 20(21), 1-16. DOI: 10.1007/s40979-024-00175-2

لینک دسترسی

Tags: اخلاق دانشگاهیاصل برائتتخلفات دانشگاهیحریم خصوصیحقوق بشرحقوق بشر در طراحیدادرسی منصفانهدانشگاه اصفهانسارا الاین ایتونصداقت علمیعدالت آموزشیفناوری عصبیفناوری‌ های نظارتیگروه پژوهشی حقوق بشرمقاله حقوق بشریهوش مصنوعی

نوشته های اخیر:

استعمارزدایی و عدالت ترمیمی: خلأ یک رژیم معاهداتی جامع در جبران خسارت‌های تاریخی استعمار

استعمارزدایی و عدالت ترمیمی: خلأ یک رژیم معاهداتی جامع در جبران خسارت‌های تاریخی استعمار

1405-05-22
تحول سیاست‌های مهاجرتی سوئد در بستر رشد راست افراطی؛ پیامدهای حقوق بشری آن

تحول سیاست‌های مهاجرتی سوئد در بستر رشد راست افراطی؛ پیامدهای حقوق بشری آن

1405-05-22
بهای چهار سال جنگ روسیه و اوکراین؛ ارزیابی هزینه‌های انسانی و خسارت‌های اقتصادی

بهای چهار سال جنگ روسیه و اوکراین؛ ارزیابی هزینه‌های انسانی و خسارت‌های اقتصادی

1405-05-20
معرفی مقاله: «صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی»

معرفی مقاله: «صیانت آینده‌نگرانه از درستکاری در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های عصبی»

1405-05-19
از نابودی تمدن تا بمباران نیروگاه‌ها: گفتمان تهدیدآمیز مقامات آمریکایی علیه ایران

از نابودی تمدن تا بمباران نیروگاه‌ها: گفتمان تهدیدآمیز مقامات آمریکایی علیه ایران

1405-05-18
مصاحبه تخصصی با دکتر ویجی پراشاد، مدیر اجرایی مؤسسه پژوهش‌های اجتماعی تریکونتیننتال: هایپرامپریالیسم در جهان معاصر

مصاحبه تخصصی با دکتر ویجی پراشاد، مدیر اجرایی مؤسسه پژوهش‌های اجتماعی تریکونتیننتال: هایپرامپریالیسم در جهان معاصر

1405-05-17
University of Isfahan
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09203184769
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
University of Isfahan
  • شماره تماس و شبکه‌های اجتماعی: 03137932302 / 09203184769
  • پست الکترونیک: info@hriui.com / hriui@ase.ui.ac.ir
  • آدرس: ایران، اصفهان، میدان آزادی، خیابان دانشگاه، دانشگاه اصفهان، ساختمان مرکزی، اتاق 906. 8174673441

همکاری با ما

  • حمایت مالی
  • فعالیت داوطلبانه
  • ارسال یادداشت و مقاله
  • همکاری بین نهادی

پیوندهای مفید

  • دانشگاه اصفهان
  • کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  • شورای حقوق بشر
  • سازمان ملل متحد

با ما در ارتباط باشید

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به گروه پژوهشی حقوق بشر دانشگاه اصفهان می‌باشد. | 1405-1402
No Result
View All Result
  • خانه
  • آخرین مطالب
  • فعالیت ها
    • یادداشت و مقاله
    • فصلنامه داتیکان
    • مصاحبه‌های تخصصی
    • رویدادهای علمی
    • حقوق بشر پدیا
    • آثار برجسته
  • پایش ملل
  • راویان حقیقت
  • نگارخانه
  • درباره ما
  • English

© 2022 تمامی حقوق مادی و معنوی برای گروه پژوهشی چهره دیگر حقوق بشر محفوظ می باشد.